دکان قدیم اوز وسوپرمارکت های جدید

در گذشته های دور این همه سوپر مارکت وفروشگاه مواد غذایی ودیگر اقلام مردم شهر اوزبه تعداد امروز نبود بلکه در بعضی از محلات اوز مغازه هایی وجود داشت که به اوزی میگفتند طرف دکواشهه  کلمه دکان بیشتر باب بود تا بقالی . بیشترین اجناسی که در 50 تا 60 سال پیش در ان دکانها می فروختند اقلام اندکی بود که مایحتاج معمول ان ایام اهالی مردم بوده است  اجناسی مانند نفت کبریت قند شکر چای  روغن خوب یا همان روغن خش  سیگار توتون تنباکو برنج نخود ولوبیا وخرما از اجناسی بودند که در ان سالها در ان دکانها بفروش میرسید البته لرد میری مغازه های دیگری هم بوده است که بیشتر انها البسه وپوشاک وپارچه وگیوه وچادر ودر کل اجناسی می فروختند که مایحتاج روزانه مردم نبود یا خیلی کمتر بوده است 

جا دارد همین جا این نیز اضافه کنم که پخت وپز در بیشتر خانه ها با چوب وهیزم برای پخت نان  وگاه غذا بود و اما در تعدادی از منازل اوز برای درست کردن غذا از نفت وپریمز ودر بعضی جاها از بخاری استفاده میکردند  برای همین در ان سالها هیزم وبخصوص خجه (چوب ) نیز بفروش می رسید

در گذشته ودر ان سالها مردم قسمتی از مایحتاج خودرا در منزل تامین میکردند بیشتر مردم بز وگوسفند ومرغ وخروسی داشتند تا تخم مرغ وشیر و بعضی از مواد را از ان تهیه نمایند  واگر افرادی انها را نداشتند از دروهمسایه قرض میگرفتند یا با معامله پای یا پای خرید وفروش میکردند  یادم هست زمانی که بچه بودم حدود 40 سال پیش رفته بودم از منزل یکی از همسایه ها که مزرعه داشتند وگوجه وبادمجان وهویج وسبزیجات می فروختند قدری بادمجان بگیرم قبل از رفتن مادرم سه چرک گندم بمن داد وبه من گفت گندم بده گازرگ بیاور

در ان روزگار کمتر کسی یخچال وفریزر داشت در 60 سال پیش مردم مواد خودرا یا باید مصرف میکردند یا انرا بصورتی خشک میکردند تا بعد مورد استفاده قرار گیرد حتی خهر وبادمجان را خشک میکردند وداخل صندوق ها وظروفی میگذاشتند تا در طول سال مصرف کنند  برای همین محصولات لبنی بدست امده از بز وگوسفند در ایام تابستان بیشتر مصرف میشد وانها که زیاد داشتند انرا بصورت کشک در می اوردند وانرا در افتاب خشک میکردند وبعد یا خود استفاده میکردند یا بفروش میرساندند  البته مدت ماندگاری لبنیات در فصل زمستان بیشتر بود وفروش ان برای دامداران در این فصل سود بیشتری داشت

اینکه چه تعداد دکان در انزمان وجود داشته  که مایحتاج ضرور مردم می فروختند دقیقا نمی دانم اما دو مغازه افشون  وخواجه لطفا نزدیک پیر اولیا در اوز از قدیمترین مغازه های فروش مایحتاج مردم بوده است که بمرور زمان تعداد دکانها بیشتر شد  میخ ها وگل میخ ها که محل اویزان کردن اجناس بود وتولک وزنبیل چرمی که جای حبوبات واجناس بود یواش یواش برچیده شد وجای خودرا به قفسه های چوبی واهنی وشیشه ای دادند  وبا امدن یخچال وفریز ووسایل خنک کننده واسفالت جاده اجناس از دیگر شهر ها به سمت اوز بیشتر وبیشتر شد تا حوالی انقلاب که اولین سوپر مارکت اوز توسط اقای ابراهیم معصوم زادگان که از کویت امده بود در اوز شروع بکار کرد

با امدن اقای معصوم زادگان شکل وشمایل بیشتر مغازه هایی که شروع بکار کردند بسمت سوپر مارکت واجناس متنوع وبیشتر بود تا حالا که تعداد انها بسیار زیاد شده ودر شهر 20 هزار نفری اوز بیش از50  بقالی وسوپر مارکت وجود دارد .از بقالی های کوچک  10 و20 متر مربعی محلات گرفته تا سوپر مارکت های بزرگ 80 و100 متر مربعی در خیابانهای اصلی شهر  یعنی برای هر 400 نفر یا بعبارتی برای هر 40 خانوار اوزی 1 سوپر مارکت وجود دارد که کمی زیاد بنظر می رسد ناگفته نماند که عده ای از اهالی بخش اوز وروستاهای بلوک اوز نیز از مغازه ها وسوپر مارکت های شهر اوز خریداری مینمایند

سایت ستاره های اوز طی چند ماه گذشته تعداد زیادی عکس از مغازه ها وسوپر مارکت های اوز گرفته است که ضمن اینکه توجه شمارا به ان جلب میکنم یاد اور میشوم که هنوز خیلی از مغازه ها دارای دکور ونظم خاصی نیستند وبه جز تعداد اندکی بقیه از روشی بسیار ساده وتکراری در چیدمان وگرداندن سوپرهای خود استفاده میکنند امری که می بایست به تناسب گسترش شهری وشهر نشینی نو وبروز در اید

 .این عکس ها اتفاقی گرفته شده است