سوغاتی چه ببریم وچه بیاوریم ؟

رسم دیرینه  سوغات بری وسوغات دهی از دیرباز در فرهنگ ما ایرانیها بوده است وهمچنان هم ادامه دارد هرچند  با پیشرفت شهرها وارتباطات ودانش وعلوم  ووفور نعمت  نوع واندازه سوغاتی ها فرق کرده است اما هنوز هم ادامه دارد اگر زمانی کسی از دبی وکویت وبحرین و.. عازم ایران و ولایت بود تمباک عمونی (تنباکوی عمانی ) شکر – پاپلین  (نوعی پارچه تترونی سفید وابی )  ابوفاس و ویکس – دمپایی دوبندی  خوس وانواع اشورمه  برای زردوزی دور بله -  پارچه - چای شمشیری وقلمی هندی و زیرپیرهن یا همان گنجه کاپیتان وچند قوطی اناناس وکفش تخت سبز ومایه وبامبوله وپ شه و... می خرید وبعنوان سوغات برای اهل خانواده وفامیل وهمسایگان می برد امروز تنوع ان بیشتر شده واجناس جدیتری جای انها را گرفته  کستر وگرد پرتغال وکرم کارامل ورژ لب وانواع وسایل ولوازم ارایشی - گن لاغری وتیغ ژیلت خمیر دندان وشامپو ورنگ مو وکرم سفید کننده وروشن کننده  وانواع البسه وپوشاک وکفش وانواع اسباب بازیهای همه رنگه وانواع شکلات وسایل کامپیوتری وانترنتی و...... صدها چیز دیگر که هر کس به اندازه هم توان وهم شعورش انها را می خرد وبا خود می برد واز ان طرف هم موقع برگشت دوباره کوله کشی شروع میشود این کوله کشی بنا به اینکه مال شهر بزرگ باشی یا شهرستان وشهر وبخش وده تفاوت میکند . هرچه از شهرهای بزرگ بطرف شهرهای کوچکتر می ائیم تعداد سوغاتی ها بیشترمیشود . شهرهای بزرگ بنا به نوع ارتباط وتوقعات معمولا میزان سوغاتی ها کمتر است وبیشتر برای فامیل درجه یک انهم در حد یک یا دوتکه است که سعی میکنند چیزی داده باشند اما در شهرهای کوچکتر بخصوص مناطق لارستان وجنوب کشور سوغاتی ها گسترده ومتنوع وتا دلت بخواهد جورواجور برای مثال برای یک خانواده چهار نفره حدااقل ده تا بیست قلم جنس می برند برای پسرها مثلا هرکدام یک جفت کفش یک جفت جوراب  برای هرکدام چند تا شکلات برای هرکدام یک اسباب بازی و همین رول را بگیرید تا به مادر وخواهر وبرادر وپدر وپدر بزرگ وعمه وخاله وعمو ودایی وزن دایی وزن عمو وزن برادر و...و همسایه وهمکلاسی ودوست و.. برسید  یعنی کسی که از اینجا حرکت میکند باید چند شبانه روز راجع به چیزهایی که قرار است بخرد وبرای سوغاتی بخرد باید فکر کند ویک دفترچه امار وارقام هم داشته باشد  تا خدای نکرده کسی از قلم نیفتد این بساطی است که اکثرا برای اهالی جنوب که به سفر ایران میروند وجود دارد وبرای دیگر نقاط کشور هم با درصد کمتری چنین است  وجالب اینکه هر سال هم میگویند این اخرین بار است اما سال  تمام نشده ودر سفر بعدی همین بساط وروال باز تکرار میشود .این روند دوسویه ایران به خارج وخارج به ایران سالهاست که ادامه دارد وبا کمی فراز وفرود ادامه داشته است .ایا این روش درستی در مسافرت است ایا سوغات بردن واوردن چیز خوبی است ایا میتوان تغئیری در این روش ایجاد کرد

ما اوزیها وبسیاری از کسانی که برای دید وبازدید به کشورمان میرویم بهتر است اگر چیزهایی یافت میشود که در ایران واوز خودمان هست ومغازه های انجا دارند از انجا خرید کنیم حالا با دوسه هزار تومان بالاتر یا پائین تر. اگر شما مدت زمانی که اینجا الاف میشوید باضافه کرایه بار وحمل هم به جنسی که بعنوان سوغات خریده اید حساب کنید قیمتی نزدیک به ایران میشود. یکی از روشهای رونق شهری در فصل تابستان برای کاسبان اوزی همین خریدهایی است که همشهریان در ایامی که در اوز هستند میکنند وچه بهتر که خدمتی به همشهریان خودمان کرده باشیم.  که بقولی جای دور نمی رود

در این رابطه چند سال پیش هم مطلبی در این سایت نوشته ام . اما دوست دارم اینبار به جنبه دیگری از این موضوع بپردازم که نگفته ام وان اینکه ماتا زمانی که تمایلی به سوغات بری وسوغات دهی نداشته باشیم کسی نمیتواند مارا وادرار به چنین کاری کند.  پس چرا ما گله مند هستیم از اینکه این چه رسمی است که باید سوغات ببریم دلیل دارد   برای اینکه  1- خودمان دوست داریم که سوغات ببریم وبا اینکار میخواهیم دل خودمان ودل عده ای را شاد کنیم و2- شجاعت سوغات نبردن وتوضیح دادن ونبردن چیزی را نداریم ومی ترسیم که اگر ازما سوال کنند چرا با دست خالی امدی جوابی نداشته باشیم بالاخره خواهر وبرادر ومادر ادم هستند بچه های انها هستند  براستی اگر سوغات نبردید وانها از شما پرسیدن که چه اوردی چه میگوئید  میگوئید بارم زیاد بود میگوئید پول نداشتم میگوئید این رسم را قبول ندارم یا میگوئید من نه سوغات می برم ونه سوغات می اورم  اگر زمانی توانستید به این سوالات درست وحسابی جواب بدهید گام بزرگی برای اقناع خودتان در امر سوغات بری وسوغات دهی برداشته اید واگر هم نمی توانید جواب انها را بدهید بهتر است سوغات ببرید وسوغات هم بیاورید اما به جای اینکه خروار ببرید وخروار بیاورید فکر کنید که چه چیزی ببرید که انها احتیاج دارند وچه چیزی ببرید که انجا نیست ویا اینکه انجا خیلی گران است وبه جای ده قلم جنس خریدن چند تکه اساسی ببرید واز انطرف هم که می ائید انچه ضرور است واینجا کم پیدا میشود ومرغوبیشت مثل اینجا نیست بیاورید

برای نمونه اوردن انواع پسته واجیل وتخمه وبادام زمینی وو... که اینجا هم یافت میشود بار سنگینی است بر بارهایتان  اوردن پفک وچی توز وکیک وبیسکویت که اینجا هم پیدا میشود باز زحمت زیادی به خود ودیگران دادن است  چیزهایی بیاوریم که اینجا کم است برای مثال اوردن دوکیلو میوه فصل وتازه ایرانی طالبی وشلیل وکرکه (خیار چمبر ) بالنگ دهی (خیار سبز ) وبادمجان محلی و ....بمراتب ارزشمندتر از خیلی چیزهایی است که ما کارتون کارتون با خود می اوریم بعضی ها وقتی از اوز ولار وگراش وخنج وخیلی از شهرهای جنوبی به فرودگاه دبی میرسند با خود نزدیک به ده تا پانزده کارتن همراه دارند که بیشتر انها هم مواد خوراکی است انگار در دبی قحط سالی افتاده ونان پیدا نمی شود انگار ما موظف هستیم نه تنها فطیر وتفتون وگپک ونان مهوه روغنی وباله توه وتپ تپی برای خومان بیاوریم بلکه تعهد داریم برای همه افراد فامیل هم بیاوریم  .متاسفانه اینگونه سوغات بری وسوغات دهی  جدا از فشار های مالی که برای عده ای به همراه دارد موجب میشود که قسمتی از وقت مهم مسافرتی شما هم خراب شود پس بهتر است اگر به سوغات دهی وسوغات بری هنوز هم اعتقاد داریم برنامه ریزی امروزی داشته باشیم تا هم دلی را شاد کنید هم از مسافرت لذت ببرید .پس فکر کنیم که چه چیز برای ما وانها ضروریست اینرا ببریم وانرا بیاوریم.  سوغاتی ما هم یادتون نره !!!!

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) –دبی  تاوستون اللحق2009