عبدالرحمن محمودا مردی که از گفتن حق وحقیقت واهمه نداشت

کتابی بنام خاک زخمی  به قلم اقای اسماعیل اسماعیل پور از اهالی خنج    منتشر شده است که مجموعه ای از خاطرات  خود پیرامون تحولات در منطقه خنج  نوشته اند 

همانطور که خود در مقدمه بیان داشته اند وقایع خود دیده  یا خود شنیده ایست که در برهه ای از زمان در شهرستان خنج رخ نموده است  وقایع یاد شده در این کتاب جز در یک مورد ( اخر- دعای باران - حکایت از رفتار روسای نیروی ژاندرمری نظام شاهنشاهی در خنج با اهالی ان دارد

کتاب خاک زخمی در 229صفحه توسط انتشارات ایلاف شیراز در 3000نسخه  چاپ و اواخر زمستان 1387 وارد بازار کتاب شده است

انچه برای من خیلی جالب بود درج قسمتی از حوادثی است که اقای اسماعیل پور در باره پدر من ( عبدالرحمن محمودا -ابراهیم پور) نوشته اند که هم برایم تجدید خاطره ای شد وهم یاداوری از مردی است که هیچگاه در زندگی اش زیر بار زور وظلم نرفت وصدای حق طلبانه اش همیشه بلند بود اوزیها به این مسله نیز واقف هستند  برای اینکه با قسمتی از حوادث نشر یافته در این کتاب اشنا شوید  از قسمت وفادار کشی مطلبی که راجع به عبدالرحمن محمودا بوده برگزیده ودر سایت قرار داده ام با تشکر از اقای اسماعیل پور که مسبب این تجدید خاطره ویاداور حوادث ان دوران شده اند

 

 

 

برای اشنایی بیشتر با عبدالرحمان محمودا اینجا کلیک کنید