پرواز ابدی شادروان  " عزیز هنری " و تلنگری بر ذهن

فردا پیکر دوستی می آید تا به آغوش زمین باز گردد و در آرامش ابدی فرو رود . اما روح پاکش که به آسمانها پرواز کرده است ، تماشاگر جهان است و چشم انتطار تداوم راهش .

" عزیز هنری " همشهری دریا دل و نیکوکار ، بسیار زود از میان ما رفت وهمه را در بهت  و ناباوری و اندوه  فرو برد  اما یاد  و یادگارهایش  برای  همیشه دردل  شهرو همشهریانش  ماندگاراست . لحظه لحظه به او وبه بزرگ بانویش می اندیشم و به فرزندان دلبندش که کوه غم را بر دوش  می کشند و راهی جز شکیبایی ندارند . در چنین لحظات سهمگینی چه می توان گفت جز آرزوی صبروبردباری برای خانواده ارجمندش و آرزوی همراهی و همدلی همگان در آینده با آنان .

از سالیان دور همزمان با شروع کار دانشگاه "  پیام نورمرکز اوز"  می شناختمش و در تمام جلسات هیات امنای دانشگاه و بیمارستان اوز و در سفر تقدیر از خیران دانشگاه ساز به اصفهان  همراه بودیم  . دو ماه پیش در نشست پروژه " اوز شهر دوستدار کودک " درمنزل شخصی اش آخرین دیدار ما بود .

شاد و سرزنده و پویا  و سرشار از شوروعشق به شهر و دیار و مردم  انسانی وارسته ، مهربان ، قدردان و دلسوز ، همراه با آرزوهای بزرگ و با ایده های والا و همتی بلند اما عمری کوتاه !

او با تلاش و پشتکار و سخت کوشی به این جایگاه رسیده بود ، نه ازارث پدری و ثروت باد آورده و از همین رو در آرزوی تدارک تسهیلات رشد و تحصیل برای مردم محروم و کم توان ،

عاشقانه از بذل مال و وقت و اندیشه دریغ نمی ورزید .

اکثرنیکوکاران دریا دل شهرم چنین خصوصیاتی دارند . هریک به گونه ای و هریک به طریقی ، خدمت به خلق را در پیشه کرده اند و خالصانه گام در راه نهاده اند .

اما آنچه اندیشه را به تلاطم می اندازد پرسشی است که زمان پاسخ آن را خواهد داد.

پرسش این است که آیا نسل بعدی این بزرگ مردان ، چنین خصایلی را ازپدر یا مادر آموخته اند ؟

آیا آنان توانمندی اداره و مدیریت دستاورد یک عمر تلاش والدین را دارا هستند؟

آیا  آنان که دور از زادگاه  پدری رشد و نمو  کرده اند که البته  همه  صاحب تحصیلات عالی و اندیشه های مدرن و توانایی های مختلف هستند می توانند طعم کمبودهای  مردم کم توان را حس کنند؟ و آیا این عشق به مردم شهر و دیار پدری در وجود آنان نیز موج می زند ؟

گرچه  ایمان داریم که  خون  پاکی که دررگهایشان  جاریست آنان را به تداوم راه پربار والدین می کشاند اما واقعیت این است که اکثر آنان همه جهانی فکر می کنند و چه بسیارند در میان ما که هم اکنون خیر وخیرات خود را به دیگر نقاط جهان سرازیر می نمایند و گرچه این بسیار ارزشمند و تحسین برانگیز است اما نگرانی اینجاست که چه کسی به شهر و دیار ما فکر خواهد کرد ؟ مگر نه اینکه آنجا نیز گوشه ای از این جهان پهناور است که هرگز هیچکس جز فرزندان خلف اش به او یاری نرسانده است ؟

چشم شادروان " عزیز هنری " که عزیز همه همراهانش بود از آسمانها به زمین دوخته شده است و به تک تک یاران راهش هشدار می دهد که به نسل بعدی بیاندشیم .

خاطراتش بار دیگر جان گرفته اند و دلها را به اندوه می نشانند و ذهن ها را به تکاپو.

روحش شاد و یادش گرامی باد .     سیلوانا سلمانپور/   2011/4/20