گیرم پدر تو(یا من) بود فاضل از فضل پدر تو(مرا) را چه حاصل -1

اقای جانفدا جوابیه خود را با عنوان اوزخاک مردان پارسی بوده وخواهد ماند شروع کردند

اقای جانفدا چه اوز خاک پارسی بوده ویامیخواهد باشد  لطفا زنان پارسی هم به حساب بیاورید که خدای نکرده به مرد سالاری متهم نشوید چون در اوز از قدیم الایام زن بوده است وبدون حضور زن مرد پارسی بدنیا نمی اید مگر اینکه زنان اوزی پارسی نبوده باشند

قبل از اینکه وارد موضوعاتی که قبلا ایشان مطرح کردند وبعد هم من وباز ایشان  جواب دادند بشوم وهمان بحث را از زاویه ونظری دیگر یا در تکمیل انها بگویم لازم میدانم که چند نکته که بنظر من مهم است برای بینندگان سایت وعلاقمندادنی که این مطلب را دنبال میکنند بگویم وان اینکه : 1-اقای عبدالله جانفدا جدا از امر شهروندی وهمشهری بودن بدنبال این هستند که مجموعه ای از لغات وانچه مربوط به زبان اوزی هست گرداوری کنند وتا انجا که بنده مطلع هستم در این زمینه چندین سال است که در حد وسع وتوان خود تلاش نموده اند که جا دارد از هر کسی که در جهت فرهنگ ودانش بشری گام بر می دارد توجه مبذول داریم ومن از این بابت که یک همشهری در این راستا گام بر میدارد خوشحال هستم .2- در کار بحث ونقد وبررسی امکان اختلاف نظر ودیدگاه پیرامون یک موضوع یا چند موضوع همیشه وجود داشته ومبحث مورد بحث ما هم خالی از این نبوده است امر همشهری بودن ودوست بودن به جای خود نکوست اما هیچ کس را نمیتوان به خاطر دوست وهمشهری بودن کاملا همه حرف هایش را قبول کرد یا همه گفته هایش را مردود شمرد پس بینندگان محترم توجه داشته باشند که بحث ونقد از مسله عداوت بدور است من اینرا قبول دارم وسعی میکنم به ان پایبند باشم 3- مطلب اقای جانفدا اول در نشریه عصر اوز چاپ شد بدنبال نشر این مطلب من با مقاله نژاد انگلیسی ها گلاری است وارد این بحث شدم ودر سایت منتشر کردم وانرا از طریق ایمیل برای نشریه عصر اوز فرستادم ودر پایان مطلب نوشتم که این مطلب جهت اگاهی شما (مصاحبه کننده اقای هادی صدیقی )ودرج در نشریه عصر اوز ارسال میشود .قبل از اینکه نشریه در ابن ماه منتشر شود جوابیه اقای جانفدا از طریق ایمیل بدست من رسید که من بلا فاصله مطلب ایشان را در سایت قرار دادم ومنتظر شدم تا ببینم نشریه عصر اوز مطلبی که من فرستادم چاپ میکند یا نه که تا امروز که 12ابان است وماهنامه عصر اوز هم بیرون امده هیچ خبری از مطلب من نیست در صورتی که مطلب را 15روز قبل از انتشار ماهنامه برای انها فرستاده ام مگر بدلایلی که خود صلاح دیده اند چاپ ومنتشر نکرده اند که لازم بود دلایل انرا حدااقل برای من روشن میکردند .

اقای جانفدا مبحث تازه ای بر مباحث گذشته گشودند اولین موردی که به نظر بنده اشکال دارد طرح اوز پارسی بوده وخواهد بود است  اقای جانفدا شما هم مطلع هستید که ائین چیست وائین مردمان پارسی چه بوده وکدام است . ائین پارسی مطمئنا غیر از ائین اسلامی وعربی است ووجه تمایز با ائین های دیگر دارد ائین پارسی ریشه در باورهای قبل از اسلام در ایران دارد .جشن نوروز  جشن مهرگان و   ... از ائین های مردمان پارسی بوده است که در حال حاضر به غیر از جشن نوروز وکمی از چهارشنبه سوری؛ ائینی دیگر از ائین پارسی برگزار وپاس داشته نمیشود  مگر نزدایرانیان زردشتی ساکن کشور خودمان وزردشتیان دیگر کشور ها  ..یعد از هجوم اعراب وتسلط انها برسرزمین های مختلف واز جمله ایران  بسیاری از ائین های پارسی  بمرور زمان جای خود را به ائین های اسلامی داده است(چه انکه به دلخواه مردم بوده باشد یا نباشد)

 اعیاد اسلامی همچون عید قربان وماه روزه داری رمضان؛ برگزاری مراسم های مذهبی همچون تولد پیامبر اسلام وامامان؛ متبرک کردن قبور؛ اعتقاد به پیر وامامزاده ؛ دادن خمس وزکات ؛ برگزاری نمازروزانه و جمعه ؛ دادن صدقه وخیرات؛  رفتن به حج عمره وتمتع ؛ مراسم ختنه ذکور( وتا چندی قبل ودر بعضی نقاط کشور ختنه دختران )؛ مراسم کفن ودفن میت ورسوم سوگواری که مردم ایران طی بیش از هزار سال انجام داده اند همگی ائین اسلامی است وائین مردمان پارسی نبوده است واوزیها هم تافته جدا بافته نیستند وبه این مراسم وائین که گاه بصورت عادت هم درامده است طی مدت تاریخ روزگار سپری شده اشان انجام داده اند فارغ از این که این اداب وائین به نظر من وشما پسندیده اید یا نیاید بلکه واقعیتی است انکار نشدنی که انچه طی این جند قرن بر ما گذشته وبا ان زندگی کردیم ائین پارسی نبوده است واز انجا که شناخت قوم وملیت ها از طریق اداب وسنن وائین وزبان انها امکان پذیر است مجموعه اینها اگر دلالت بر این داشته باشد که ما یک زمانی وقبل ازحاکمیت اسلام در کشور ما پارسی بوده ایم نمی توان با قاطعیت گفت که اکنون همانیم که قبلا بوده ایم وحتما هم در اینده خواهیم بود.

 چرا که نگاه قومی به جهان امروز وقضاوت وبرتر دانستن قومی ونژادی بر نژاد دیگر سالهاست که جز تبعیض انسانها شناخته شده است وهیچ قومی ونژادی برتر از اقوام دیگر نیست اقوام ایرانی که در حال حاضر در کشور ما زندگی میکنند از بلوچ وکردوترک وعرب و فارس (شما بخوانید پارس) با هم زندگی میکنند ودر کنار سرزمین ما اقوام دیگری نیز وجود دارند که ریشه های سامی هندو و.. دارند اینکه شما بگوئید اوزخاک مردان پارسی بوده وخواهد ماند بیشتر به شعار میماند تا واقعیت چون این شعار بدرد زمانی میخورد که خاک اوز از طرف دشمنی مورد هجوم است وشما با این شعار به مردم هشدار میدهید که از خاک اوز ومردمان پارسی اش دفاع کنیم

البته من در یک مورد با شما هم نظر هستم وان باقی مانده زبانی است که مرهون فردوسی بزرگ ودیگر ایرانیانی هستیم که زبان فارسی را زنده کردند وملت ایران از هر قوم ونزاد با ان صحبت میکنند ومینویسند  وگرنه من وشما باید حالا عربی حرف میزدیم ومینوشتیم هرچند وجود انبوهی از کلمات عربی در زبان فارسی متداول شده نیز از نظر دور نداریم .ادامه دارد

4.11.2007فرهاد ابراهیم پور (محمودا)دبی

ادامه مطلب گیرم پدر تو(یا من) بود فاضل از فضل پدر تو(مرا) را چه حاصل -2 

بخش اول این مطلب در همین صفحه موجود است وادامه ان را میتوانید از اینجا دنبال کنید

در پاسخ به سوال اول/ شما جواب داده اید که از هر فرد بومی ومسن سوال کنی خانه گبری کجاست نشانه دژ می دهد

اولا این امر بصورت عام نیست وباز استناد انها پایه تحقیقاتی وتاریخی ندارد ثانیا امروز برای اثبات یک اثر تاریخی همچون بناها وساخت وسازهای دوران گذشته که قدمت طولانی انها وزمان ان مشخص شود به گفته ها فقط استناد نمیشود بلکه با امکانات امروزی وعلمی ونمونه برداری ازسنگ ومصالح بکار رفته دران بنا تشخیص میدهند که این بنا واثر وشی یافته شده متعلق به چه دورانی است وچند سال از قدمت ان میگذرد بنابراین تا زمانی که حفاریهای باستان شناسی در باره قلعه قلاته ونیز قنات انوه صورت نگرفته نمی توان با قاطعیت گفت که این اثار متعلق به دوران قبل از اسلام است  .در باره خود شهر وقدمت شهر اوز نیز همین مسئله صادق است  مطمئن باشید اگر نظر کارشناسی شده ای که بر پایه تحقیقات علمی ونتیجه حاصله از حفاریهای باستان شناسی  ثابت کند که قلعه کلاته متعلق به دو هزار سال پیش است من در همین سایت ونشریه عصر اوز هم از شما پوزش می طلبم هم بر امری علمی وتحقیقی گردن می نهم اما تا انزمان نه گفته های افراد مسن برای اثیات تاریخ دو هزارساله قنات عنوه وقلعه کلاته قبول دارم ونه استناداتی که پایه تحقیقاتی ندارند مگر اینکه منبع قابل ذکر به حوادث انزمانی نزدیک باشد برای نمونه خدمتتان عرض کنم فارسنامه ناصری که بسیاری از محققین به ان استناد تاریخی میکنند بیشتر به ان قسمت از نوشته های ان اعتنا ومورد توجه است که نگارنده ان  در موقعیت دوران قاجاریه نوشته چرا که خود مولف دران موقع میزیسته واطلاعات ان مستندتر است اما همین جا نیز بگویم که این دلیل نمیشود که به نوشته ها وسفر نامه ها وسیالحت نامه ها ایرانیان وخارجیانی که بمنظور تحقیق وتفحص به ایران امده اند بی توجه شویم مطمئنا تشریح حوادث واتفاقات وزندگی مردمان در گذشته تاریخی از طریق همین نوشته ها بر ما ومحققین معلوم میگردد اما استناد به انها در باره قدمت اثر تاریخی که مورخ با ان فاصله چندین قرن دارد معتبر نیست  مگر انکه بر اساس تحقیقات باستانشناسی مشخص اثبات شده باشد .

در پاسخ به سوال 2شما همان توضیحات که در نشریه عصر اوز داده اید تکرار کرده اید تا نشان دهید که اوز به معنی می وزد است وگفته اید که واژه اوز واژه ای اوزی است  واز گذشته هیچ گونه نوشته ای به ما نرسیده است من نمی دانم منظور شما از گذشته از چه زمانی است ایا بیست سال پیش یا دویست سال یا دوهزار سال پیش میگوئید. در هر حال تا انجا که معلوم ومشهود است کلمه اوز قبلا هم در تاریخ دلگشای اوز بیان شده وهم شادروان دهخدا در لغت نامه اشان اورده اند لطفا به این نمونه ها توجه کنید

   

.  واژه اوز  به نقل از لغت نامه دهخدا

اوز

 
 
 

آوا :

اِ وَ

 

نوع لغت :

اِخ

 

فینگلیش :

 
 

شرح :

شهري با جمعيتي بالغ بر 7744 تن (در سرشماري 1345 ه'. ش .) مرکز بخش اوز شهرستان لار استان هفتم فارس در 34 کيلومتري غرب لار. بخش اوز در آذرماه 1329 ه'. ش . از دهات دهستان خنج (بخش حومه شهرستان لار) و بعضي دهات بخشهاي جويم تشکيل گرديد و مرکزش قصبه اوز تعيين شد. بخش اوز از شمال به بخش جويم و از شرق به بخش حومه شهرستان محدود است . (دايرةالمعارف فارسي ).

 

آوا :

اَ وَزز

 

نوع لغت :

ع اِ

 

فینگلیش :

 
 

شرح :

بط. (منتهي الارب ). مرغابي . (متن اللغة).

·  مرد کوتاه سطبر. (منتهي الارب ) (متن اللغة) (مهذب الاسماء). ج ، اوزون . (منتهي الارب ) (مهذب الاسماء).

 

آوا :

اِ وَزز

 

نوع لغت :

ع اِ

 

فینگلیش :

 
 

شرح :

مرغابي . (غياث اللغات از منتخب و قاموس ). نوعي از مرغابي . رجوع به صبح الاعشي ج 2 ص 68 و تحفه حکيم مومن و تذکره ضرير انطاکي و رجوع به ماده قبل شود.

 

انچه که شما خواسته اید به واژه اوز نسبت دهید این است که (ا ) را از گویش اوزی به معنای( می )گرفته اید مثل (اگام) در گویش اوزی بمعنای میگویم  و (وز) را از زبان فارسی به معنی وزیدن وانرا اینگونه استخراج کرده اید که اوز میشود می وزد

من دراوز وبین اوزیها ندیده ام که بگویند باد می وزد بلکه میگویند باد انداحBAAD ONDAH ونه در اطراف اوز کسی میگوید باد اوزح بلکه میگویند باد انداح یا باداندا  حال شما با چه انگیزه ای وبا چه استناد ادبی وزبانی ان دورا به هم چسپانده اید وریشه ان چگونه از عهد ساسانی به هو یا هووز ارتباط دارد بسیار سوال برانگیز است واز نظر شکل اوایی نیز متفاوت مینماید وفرق است بین( ا ) و(هو).   

خلاصه اینکه امیدوارم مجموعه این مباحث به راه گشایی بیشتر در عرصه تحقیق وتفحص منجر شود تا علاقمندان به تاریخ واثار تاریخی بهتر بتوانند قضاوت روشنی در مورد شهر اوز واثار تاریخی ان داشته باشند

فرهاد ابراهیم پور (محمودا)-دبی/ نوامبر 2007

 

اوز خاک مردان پارسی بوده و خواهد ماند .

 در پی مصاحبه اینجانب با هادی صدیقی خبرنگار ماهنامه عصر اوز که در ماهنامه شماره 83 چاپ شده بود ،  فرهاد ابراهیم پور مطلبی نوشته اند در سایت اوز استار با عنوان نژاد انگلیسی ها گلاری است !؟

در ابتدا از ایشان به خاطر توجه و کنجکاوی فوق العاده نسبت به موضوع مطرح شده سپاسگزارم ، وی با سئوالهايی که مطرح کرده اند به ما کمک نموده اند تا درباره قدمت اوز و پژوهش های انجام گرفته هر چه بیشتر سخن بگوییم :

 1- پژوهش اینجانب در مورد دژ باستانی از کجا به دست آمده ؟

الف : ازهر فرد بومی به ویژه افراد مسن سئوال کنی خانه گبری ها کجاست نشانه دژ می دهد و هنگامی که قدمت آن را جویا می شوی با لهجه دلنشین اوزی جوابت می دهد « کسی یاد نادَت مالِ زمان گور gaure » ( در یاد کسی نیست مربوط می شود به دوران زرتشت . )

ب - در کتاب تاریخ دلگشای اوز که با دو مقدمه چاپ اول و چا پ دوم استاد باستانی پاریزی استاد تاریخ دانشگاه تهران شروع می شود ، زنده یاد حاج محمد هادی کرامتی در صفحه 41 تحت عنوان اوضاع جغرافیایی اوز می نگارد : اوز در قدیم الایام قریه مختصری بوده از بنای زمانه « فرس * » . و از قراین و آثار عتیقه * که مشهود است می توان استنباط کرد که در زمان سلف * قریه عامره * بوده منجمله سه رشته فاریاب که منابع آنها از کوه بریده و از مستحدثات * گبریست *و نیز آثار قلعچه بنام « کلاتو » که بالای یک تپه کوه ساخته شده می نماید که از برای حفظ فاریاب بوده است .

ب - در کتاب بررسی آثار تاریخی و هنری اوز تالیف خانم حمیرا کمال صفحه 192 به نقل از دهخدا واژه کلاتَه یا کلاتِه به نقل از برهان وغیاث به معنای قلعه یا دهی کوچک است که بر بلندی ساخته شده باشند ، در همین فرهنگ به نقل از انجمن آرا وآنند راج ، کلاته هر شهر و حصار که بر بالای کوه و پشته ساخته شده باشند ، آمده است که به نظر خانم حمیرا کمال تعریف اول در مورد قلعه کلاته اوز صدق می کند .

2-  اسم شهرمان اوز را که به وزیدن باد هم مصاف کرده اید و آنرا به زمان ساسانی پیوند زده اید از کدام مرجع ادبیات و زبان کشور است ؟

 از گذشته هیچ گونه نوشته ای به ما نرسیده .بزرگان اسم شهرمان را اَوَز avaz هوواز huvaz بر وزن اهواز و هُوَزhuvaz تلفظ می کردند وافراد با سواد آن هم در مکان های اداری یا هنگام سخن گفتن با فارسی زبان ها از واژه اِوَز evaz استفاده می کرده و می کنند چون  ، اَوَز در گویش با واژه عربی « عوض » که بعد از یورش و استیلای تازیان وارد زبان فارسی شده هیچ تفاوتی ندارد ، تغییر اَوَز به اِوَزو اَوَزی به اِوَزی بخاطر فرار از برداشت فارسی زبان ها و معنی واژه « عوضی » ( اشتباهی ، نادرست ، بدخلق ، بدرفتار ، نالایق و بی شخصیت )بوده است . و قدمت تاریخی ندارد . و یادآوری می شود که اِوَزبا کسر «الف » و فتح « و» و سکون« ز » در هیچ فرهنگی چه فارسی و چه بیگانه وجود ندارد . جز فرهنگ دهخدا که زمان زیادی از ثبت آن نمی گذرد و این فرهنگ تحت تاثیر جو مطالب فوق الذکر قرار گرفته . واژه اَوَز واژه ای است اَوَزی ، مرکب از« اَ »  به معنی « می » در زبان فارسی ، مانند : اَگام به معنی می گویم و وَز به معنی وزیدن یا وَزِدَ واژه های هُووز و هُوواز مرکب از  «هُو »* و « واز یا وَز* » که هُو hu واژه ای است پهلوی ساسانی به معنی خوب و هنوز بسیاری از شهرها و روستاهای اطراف از جمله خنج و بیغرد بر زبان می رانند .و « واز یا وَز » که هر دو واژه پهلوی ساسانی و همان وزیدن فارسی یا وَزِدَ اَوَزی می باشد ، و در جمع به معنی خوب وزیدن است و چنانکه می دانید اَوَز در منطقه لارستان بخاطر جایگاه و وزیدن باد دارای بهترین هوا است . و باد یکی از چهار عنصر یا همان آخشیخ *است و در نتیجه این اسم ، اسم فرخنده ای است همچون روستای سِدِه که همان ( سَدِه ) جشن باستانی    و  اَرَد که ( اَرد ) روز بیست و پنجم از هر ماه خورشیدی در ایران باستان است . باد در فرهنگ ایران باستان واژه ای مقدس بوده و آب ، خاک ، آتش و باد را به وجود آورده اند جهان هستی می دانسته اند . اسم اَوَز یکی از بهترین ، قشنگ ترین ، با مفهوم ترین و مطرح ترین واژه های آن زمان بوده که این واژه نشانگر اندیشه و فرهنگ غنی این آبادی است .

3- وی در جای دیگر اشاره دارد به اقوام و طایفه هایی که به اَوَز کوچ کرده اند ، این تاریخ را نشان می دهد نه قدمت ، تاریخ وقوع یک رویداد نسبت به مبدای معین بر حسب روز و ماه و سال یا بر حسب یکی از آنها نشان می دهد و قدمت قدیمی بودن و دیرینگی . آیا این طایفه به قصد بنیادگذاری اَوَز آبادی خود را رها کرده اند ؟ آیا این طایفه ها آبادی خود را رها کردند و به جایی کوچ کردند که هیچ گونه امکانات زندگی وجود نداشت ؟ جنابعالی اگر امکاناتی در دبی نباشد یک روز آنجا می مانید ؟

4-  از کتاب خانم کمال برداشت کرده اید که قریه هایی مانند کوره ، گلار ، کهنه ، مربت ، برزگو ، کهنه خلیل مرغزار و خوشاب که قبلا قریه های اطراف اوز بوده اند قبل از آبادی اَوَز وجود داشته اند و خیلی از این قریه ها بعدها متروک شده اند و به سمت اَوَز و دیگر مناطق کوچ کرده اند . در هیچ جای کتاب خانم کمال این مطلب عنوان نشده که این آبادی ها قبل از آبادی اوز وجود داشته اند ، این برداشت فقط و فقط زاییده خیالات شماست ، خانم کمال در صفحه 21 می نگارد : گذشته از قریه های متروک شده ، ضبط نام آبادی گلار که به صورت خلار ، جلار ، و حلار در کتب جغرافیای قدیم آمده است و یافته های تاریخی ، شامل لوح سنگی موجود در روستای کوره و تپه تاریخی مربوط به قرون میانه اسلامی در نزدیکی روستای بیدشهر ، رونق آبادی های مذکور را طی قرون وسطی و قبل از رونق چشمگیر اَوَز به اثبات می رساند ، نه قبل از رونق اَوَز . شما با حذف  واژه ی « چشمگیر » حقیقت موضوع را دگرگون کرده اید . آیا این کار شما اسمش مغلطه نویسی و سفسطه بازی  نیست ؟

خانم کمال در صفحه 25 چنین می نگارد : تپه های باستانی موجود در دشت فیشور ، چهار طاقی محلچه ، تپه ساسانی واقع در نزدیکی روستای کهنه ،آثار ساسانی موجود در روستای کوره و قلعه پرویز که جملگی در همسایگی اَوَز قرار دارند ، از جمله بقایای بازمانده از دوران ساسانی در منطقه مذکور به شمار می روند ، افزون بر این بقایای رشته فاریاب های قدیمی واقع در اطراف اَوَز را نیز نباید نادیده انگاشت . و ما داریم از قنات و دژ یا به قول قدیمی ها خانه گوری : gauri ( گبری ) سخن می گوییم که حدود 2 کیلومتر از شهر فاصله دارد و اَوَز کنونی بر روی زمین های زیر کشت این قناتها بنا شده است . ناگفته نماند دخمه * زردشتیان واقع در دره ی سمت چپ دژ از اهمیت ویژه ای برخوردار است .

5-  در جای دیگری می نگارد بیایید خیال کنیم که اوز در 2 هزار سال پیش وجود داشته و یک روستا بوده این روستا حداقل در آن زمان اگر بیست خانوار داشته پس از دو هزار سال با توجه به زاد و ولدی که مرسوم آن زمان بوده جمعیت الان اَوَز باید بیش از چند میلیون نفر باشد . دوست من اگر استدلال شما درست باشد باید شهر آباد استخر ، پاسارگاد ، کازرون و کاریان، شهر  چند ملیونی می بودند .

6-   چگونه در دوره ساسانی اسم این دره عربی بوده است ؟ در کدام جواب ما چنین ادعایی کردیم ، خواهشمندیم به جواب ما توجه کنید . عنوه * واژه ای بیگانه به معنی تسلط ، چیرگی ، غلبه و پیروزی است ، این واژه می نماید که 1 مردم این آبادی در مقابل یورش اعراب یا نیروهای تحت فرمان آنها مقاومت کرده و به آسانی تن به تسلیم نداده اند . 2- دره عنوه و قلعه کلاته از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده که فرمانده هان تازی دستور حمله را به این جایگاه صادر کرده اند ، این مقاومت در جایگاه قلعه کلاته اتفاق افتاده که در فراز سمت چپ دره واقع شده و حدود دو هزار متر مربع وسعت دارد، دوست گرامی نامگذاری توسط اعراب پس از یورش تازی و تسلط و پیروزی آنان انجام گرفته ، در ضمن اگر به کتاب حمیرا کمال توجه داشتی واژه عنوه را اختراع جدید اینجانب نمی دانستی ، شما که عنوه را هنوه یا اِنوه می نگاری احساس نمی کنی که به مغلطه و سفسطه افتاده اید . شما بفرمایید این واژه مربوط به کدام اقوام و از کدام فرهنگ گرفته اید و معنی و مفهوم آن چیست ؟ اگر این واژه ها پارسی هستند ما را آگاه کنید تا کتباً در ماهنامه عصر اَوَز و سایت اَوَز استار از شما و علاقه مندان به تاریخ به خاطر استدلال اشتباه خود مبنی بر یورش اعراب به خاک اَوَز پوزش بطلبم .

7- سئوال بعدی می فرمایید از چه طریق آگاه شدید که مردم این آبادی در زمان یورش اعراب یا نیروهای تحت فرمان آنها مقاومت کرده و تن به تسلیم نداده اند ؟ شما بفرمایید نام عنوه در میان خاک ایران چه مفهومی می تواند داشته باشد ؟ استدلال شما چیست ؟ نکند عربهابرای ایرانی ها حلوا سوغات آورده بودند و عنوه نام جشن تقسیم حلوا بوده ، وقتی جنگ و مقاومت نباشد پیروزی و تسلط چگونه پدید می آید ؟

8- سئوال بعدی می فرمایند این حمله در زمان سلطنت و حکومت کدام سلسله  ایرانی و به دستور کدام فرمانده تازی بوده ؟ جواب این سئوال شما در عصر اوز شماره 83 و در کتاب تاریخ دلگشای اوز صفحه 45 و 46 آمده است و دوباره تکرار می کنم : تواریخ نشان می دهد که در عهد عدالت مهد خلیفه ثانی امیرالمومنین عمر الخطاب رضی اله تعالی عنه سرداران اسلام عثمان بن العاص و ابوموسی اشعری که برای فتح فارس مقرر شده بودند شیراز و اصطخر * و « گور » یعنی فیروزآباد مفتوح و از آنجا کازرون و نوبندگان و جهرم را تصرف  کرده و از سرداران اسلام « وحیه کلبی » و ساریه بن زنیم به جانب فسا  و دارا بجرد * شتافته آن نواحی به تصرف درآوردند و امراء و دلاوران اسلام پراکنده شده و از امراء و قائدان اسلام بنام عبد کثیر وعبید کثیر و عبود کثیر که در نواحی اوز به کار زار اشتغال داشته اند معروف و مقابر هر کدام در مقابل « تنگزون» * و « چغده » و « برزجان » * الی الان موجود است .

این نوشته یادآوری یک تاریخ برای نشان دادن قدمت یک شهر و منطقه است نه به کسی تحمیل شده و نه هیچ کس قصد تحمیل مطلبی را به کسی دارد ، خوانندگان

آزادند هر گونه برداشتی داشته باشند و کسی که علاقه ای به تاریخ ندارد یا اهمیتی به آن نمی دهد یا با واژه قدمت حساسیت دارد می تواند نوشته های تاریخی را مطالعه نفرماید، یادآوری می شود مطالب بالا مربوط به گذشته است و ملت ایران ملتی با فرهنگ بَهی ، بردبار ، نوع دوست و با گذشت است ما خواهان هم زیستی مسالمت آمیز بر پایه احترام متقابل با همه کشورها به ویژه همسایگان کشور خود هستیم .

 عبداله جانفدا             

 

 

 

 

 

 

توضیحات و منابع

 فرس : پارس

عتیقه : باستانی ، متعلق به دوران پیشین و دارای ارزش هنری یا تاریخی . قدیمی

سلف : گذشته

قریه عامره : روستای آباد

مستحدثات : احداث شده ها

گبریست : زرتشی است .

کلاتو : کلاته

واز vaz : وزان ، تموج هوا ، فرهنگ پهلوی تالیف دکتر بهرام فره وشی صفحه 461 .

وَز vaz : وزیدن در توضیح واژه وزان . برهان قاطع جلد پنجم صفحه 2278 .

وَز vaz : بن مضارع وزیدن . فرهنگ بزرگ سخن جلد هشتم صفحه 8217 .

هُو hu : خوب ، درست ، مناسب ، فرهنگ پهلوی صفحه 223 .

هُو hu : خوب   فرهنگ فارسی به پهلوی صفحه 208 .

درباره ی ریشه یابی واژه اَوَز با استاد گرانقدر احمد اقتداری مشورت شده و نظر ایشان کاملا با مطالب فوق الذکر مطابقت دارد .

آخشیج : هر یک از عناصر چهار گانه : آب ، آتش ، باد و خاک .

دخمه : گورستان زردتشیان .

عنوه : anve ُ { عر : عنوۃ } ( اِ مص. ) ( قدیمی ) : غلبه ، چیرگی .

فرهنگ بزرگ سخن جلد پنجم صفحه 5112 .

العَنوَۃ : غلبه ، چیرگی ، قهر ، فرهنگ لاروس تالیف دکتر خلیل جُرمترجم سید حمید طبیبیان جلد دوم صفحه 1498 .

اصطخر : استخر ، شهری آباد بین شیراز و آباده که در یورش تازیان به کلی ویران گشت .

دارا بجرد : داراب گرد ، داراب

تنگزون : تاگزو     

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نژاد انگلیسی ها گلاری است!؟

این حرف را یکی از همشهریان به جد می گفت. می گفت گلاریها پوست وچهره اشان به انگلیسیها خیلی نزدیک است ونتیجه میگرفت که نژادی یا چند نفری از گلاریها در زمانهای بسیار دور رفته اند به سرزمین انزمان بریتانیا وزاد وولد کردند ونژاد انگلیسی پدید امد  وهر چه ما اصرار کردیم که شاید قضیه بر عکس باشد وگفتیم در همین منطقه خودمان وکشور خودمان امکان دارد در زمانهای دور نژاد گلاریها از انجا امده باشند به خوردش نرفت که نرفت .من این مسئله را هیچ گاه جدی نگرفتم اما همین که مسئله قدمت وتاریخ اوز پیش می اید دوباره یادم می اید. چون مدتی است که کسانی سعی دارند قدمت اوز را به سالهایی بسیار دور پیوند بزنند که نه با واقعیت رابطه ای دارد نه ماخذ روشن ودرستی از گفته های خویش بدست میدهند اینکه چرا این افراد میخواهند قدمت اوز را بیش از انچه بوده وهست نشان دهد شاید ارضای این موقعیت روانی وشونیستی است که قدمت هویت بخش است در صورتی که هویت ملت ها بر اساس داشته هایشان بخصوص داشته های فرهنگی انان ملاک گرفته میشود

خانم حمیرا کمال که چندین سال بر روی اثار تاریخی وهنری اوز تحقیق کرده اند وحاصل تحقیق خودرا در کتابی منشر کرده اند در بخش اول کتابشان که به پیشینه تاریخی وقدمت اوز پرداخته اند نوشته اند : تعین تاریخ وقدمت هر منطقه مستلزم مطالعات وبررسی های دقیق علمی در تمامی زمینه ها واجرای عملیات کاوش وحفاری باستانشناسی در محدوده های باستانی است که این مهم تاکنون چندان در خصوص منطقه اوز انجام نگرفته بنابراین در چنین شرایطی ارایه یک نظریه قطعی در مورد اوز ممکن نیست 1*

لویی واندنبرگ باستان شناس معروف فرانسوی که در سال  1959و1957میلادی کارهای تحقیقی خودرا در باره تمدن های پیش از اسلام در منطقه لارستان دنبال میکردند .به نواحی فیروز اباد. جهرم ؛کاریان؛ فیشور ؛جویم ابگرد؛ رستاق؛ فرگ  میمند؛  قیر؛ مکو؛ مهر؛ گله دار؛ علامرودشت ؛جم ؛اسمانگرد؛ طارم ؛لار؛ بستک؛ بندرلنگه وبندرعباس سفر کردند در مسیر تحقیقی خود تنها به وجود دو تپه قدیمی متعلق به دوران پیش از ساسانی اشاره میکند که یکی تپه شاهماخ نزدیک دهکده جنگیو برسرراه مکو-خنج است ودیگری تنب گوت یاتل بزرگ نزدیک دهکده باغان بر سر راه هفتوان – گرمیش می باشد

خانم کمال اذعان دارند که تاکنون اثاری از دوران اشکانیان در منطقه لارستان کشف نشده است که بتوان وضعیت لارستان را در ان دوره روشن کرد  

انچه از نوشته هاوتحقیقات  خانم کمال میتوان دریافت این است که به هیچ وجه اباد بودن منطقه اوز را به حساب قدمت شهر اوز نمی توان گذاشت چون روستاهایی مثل کوره وگلارکهنه ومربت وبرزگو وکهنه خلیل ومرغزار  وخوشاب که قبلا قریه هایی اطراف اوز بوده اند که قبل از ابادی اوز وجود داشته اند وخیلی از این قریه ها بعدها متروک شدند وبسمت اوز ودیگر مناطق کوچ کرده اند برای نمونه مناره مسجد قریه برزگو بعدا از متروک شدن ان قریه به مسجد جامع اوز منتقل شده است پس این خود نشاندهنده این است که قدمت قریه برزگو بمراتب بیشتر از اوز بوده است  

جای دور نرویم از پدر بزرگ هایتان سوال کنید که پدر انها از چه طایفه ای بودند وجد انها قبلا در کجا زندگی میکردند عده بسیار زیادی از اوزیها بخصوص طایفه چپی ها در اوز از برزگو امده اند عده ای از خوشو  وصحرای حاج عبدل امدند عده ای مهاجر بیضا فارس بوده اند تعدادی از تاگزو امده اند عده ای از کهنه خلیل ومرغزار تعدادی از مربت وروستاهای اطراف اوز امده اند من خودم از طایفه توره هستم که اکنون در اوز حدود 400نفر هستیم جد پدری من کشاورز بودند ودر صحرای حاج عبدل نزدیک کهنه زندگی وکار میکردند واگر خوب به موقعیت طایفه های اوز وزندگی وکار انها توجه شود ما اوزیها بعنوان کسانی که ساکن یک منطقه خاص بنام اوز بوده ایم بیش از 400سال نیست چرا میخواهید به تاریخی که نداریم افتخار کنیم  .از زمان کشف امریکا توسط کریستف کلمب بیش از سیصد سال میگذرد قبلا در امریکا وصحرا های ان بومیانی زندگی میکردند که بیشتر انها سرخ پوست بودند اما تاریخ امریکا وموقعیت شهری ان بیش از سیصد واندی سال نیست اما همین امریکا امروز از امکاناتی بهره میبرد ودارای موقعیت اقتصادی واجتماعی است که بمراتب از یونان 3هزار ساله بیشتر است یا چرا راه دور برویم تهران که سیصد سال پیش روستایی بیش نبود با حکومت اقا محمد خان قاجار وبر اثر سیل مهاجرین ودربدرشدگان از زلزله شهر ری شد یک شهر تا به اینجا رسیده است مثل این است که یکی بخواهد برای تهران قدمت هخامنشی کلان شهری ذکر کند چنین خطایی نه بخشودنی است ونه قابل گذشت. وقتی امار وارقام روشن هست چرا خیالبافی کنیم همین دبی از کل حیات وشهریتش بیش از دویست سال نمی گذرد با توجه به موقعیتی که داشته توانسته به یک شهر کلان وبزرگ با امکانات مدرن مجهز شود اما همین اماراتی ها دنبال این نیستند که تاریخ شهریتشان را با مثلا وجود یک بنا اگر در همین حوالی بود به چند هزار سال پیش پیوند بزنند .خیلی از همشهریان بخصوص انها که بدنبال اثبات قدمت شهر اوز هستند با بردن اسم چند بنا واثار در پی این هستند که نشان دهند که مثلا پیر اولیا یا برکه سلفی قدمت چندین هزارساله دارد اگر بر پایه همین نظریه وفقط به چند اثر قناعت کنیم باید محلچه را به ساسانیان وهخامنشیان پیوند بزنیم اگر اینطور باشد پیر برزگو هم یک شهر است معلم کثیر هم شهر است برکه بالای کوه خودو هم شهر است

این مقدمه برای این نوشته وطرح شد تا به خود موضوع برسیم وان اینکه در ماهنامه عصر اوز شماره 83صفحه 10مطلبی به چاپ رسیده است با عنوان اوز در گذرگاه تاریخ که متن مصاحبه اقای هادی صدیقی با اقای عبدالله جانقدا است  که دران اقای جانفدا به دو موضوع تاریخی از حیث قدمت شهر اوز و واژه شهراوز  اشاره کرده اند که جای بسی تامل ودقت دارد در ابتدای این مطلب میخوانیم که :در نزدیکی اوز وبر فراز کوهی مشرف به شهر بازمانده یک شهر یا شاید بهتر باشد بگوئیم دژ باستانی که به ارامی در رهگذر زمان اوز را به نظاره نشسته است دیده میشود .در دره منتهی به این دژ چندین حلقه قنات یا چاه وجود دارد که از دل سنگ تراشیده ودر ژرفنای 38متری دل زمین بهم وصل شده است که هنر ودانش سازندگان ان را پس از حدود 2هزار سال به رخ میکشد

ورود بحث از اقای هادی صدیقی است واگر فردی بی دانش بودند این سوال از ایشان مطرح نمی شد که شما ؛اقای صدیقی بر اساس کدام تحقیقات باستانشاسی وبر مبنا کدام ماخذ ومدارک روشن علمی تا این حد پیش رفته اید که بازمانده یک شهر باستانی در نزدیکی اوز وجود داشته واز کجا وبر پایه کدام مستند تاریخی قدمت ان دژ را به حدود 2هزار سال پیش رسانده اید . امید است یک خبرنگار وادم هوشمندی مثل ایشان به این سوال پاسخ دهند تا شک وشبهه من هم برطرف شود .

امیدوارم که اقای جانفدا که خود در این رابطه مطالب دیگری نیز بیان داشته اند ضمن روشن کردن این قدمت برای من مخاطب روشن کنند که تحقیقات ایشان در مورد این دژ باستانی از کجا بدست امده در باره کلمه  اوز که اوز را به وزیدن باد هم مصاف کرده اند وانرا باز به زمان ساسانی پیوند زده اند از کدام مرجع ادبیات وزبان کشور است ؛چون پایه وبن مایه تحقیقات در رشته زبان شناسی هر قوم وطایفه ایرانی بدون مراجعه به داشته گذشتگان وداشته های فرهنگ وادبیات کشور میسر نیست .

نکته ای که بسیار مهم است وایشان با اطمینان بر ان انگشت گذاشته اند بحث قدمت اوز است  وقتی اقای صدیقی از ایشان میپرسند که اوز قدیم را چگونه می بینید  ایشان میگویند : اوز روستایی بوده اباد وقدمت ان مطمئنا بر می گردد به قبل از اسلام وفرهنگ شهر نشینی ان بعد از به ثمر نشستن قنات عظیم وشگفت انگیز عنوه شروع شده وافراد دور هم گرد امده اند .

بیائید فکروخیال کنیم که اوز در 2هزار سال قبل وجود داشته ویک روستا بوده این روستا حداقل در انزمان اگر بیست خانوار داشته بعد از 2هزار سال با توجه به زاد وولدی که مرسوم انزمان بوده جمعیت الان اوز باید بیش از چند ملیون نفر باشند شاید ایشان بگویند که مرگ ومیر هم داشته ویا افرادی کوچ کرده اند یا از اوز به جاهای دیگر رفته اند که اگر چنین هم باشد باید دلیل ان کوچ وجابجایی هم مشخص کنند. میبینید خیلی ساده میشود به تحریف یک حرف یا گفته یا یک مغلطه دست یافت  وقتی من بگویم مثلا پدرم دانشمند بوده باید با دلایل روشن ثابت کنم که این دانشمند چه مدارجی طی کرده یا چه کشف وکراماتی داشته واگر نتوانم وبخواهم همچنان سر حرف خودم بمانم باید مسیر سفسطه پیش بگیرم

ایشان در پاسخ به سوال دیگری که از او می پرسند  ایا دلیل دیگری که گویای قدمت شهرمان باشد دارید ؟

میگویند :بله یکی از انها نام عنوه است .عنوه واژه ای بیگانه به معنی تسلط  چیرگی وغلبه وپیروزی است این واژه می نماید که :1-مردم این ابادی در مقابل یورش اعراب با نیروهای تحت فرمان انها مقاومت کرده وبه اسانی تن به تسلیم نداده اند

2- دره عنوه وقلعه کلاته که از اهمیت ویزه ای برخوردار بوده که فرماندهان تازی دستور حمله را به این جایگاه صادر کرده اند .این مقاومت در جایگاه قلعه کلاته اتفاق افتاده که در فراز سمت چپ دره واقع شده وحدود دو هزار متر مربع وسعت دارد

اولین پرسشی که بلافاصله به ذهن هر خواننده اگاه این موضوع خطور میکند این است که عنوه خود کلمه ای عربی است ودر دوران قبل از اسلام از واژگان فارسی  نبوده است  چگونه در دوره ساسانی اسم این دره عربی بوده است مردم اوز سالیان درازی است که ان دره را هنوه یا فارسی نویس ان انوه میگویند ومیخوانند .اختراع جدید ایشان در انتخاب کلمه عنوه این است تا نشان دهند که مردم ان دوره بخاطر مقاومت وپایداریشان بر خود نهادند یا دیگران انرا بدین گونه خواندند که اگر چنین باشد باید ماخذ روشنی هم برای ان ذکر کنید

اقای جانفدا شما از چه طریق مطلع شدید که مردم این ابادی در زمان هجوم اعراب با نیروهای تحت فرمان انها مقاومت کرده وتن به تسلیم نداده اند؟ قضیه مربوط به دیروز وپریروز نیست مربوط به 12قرن پیش است اگر جایی خوانده اید که مردم اوز در ان تاریخ وجود داشته اند ودر دره عنوه پایداری ومقاومت کرده اند به من بی اطلاع هم بگوئید .  وباز شما از اهمیت این قلعه ودره گفتید که فرماندهان تازی دستور حمله را به این جایگاه صادر کرده اند لطفا برای خوانندگان این مطلب توضیح دهید این حمله در زمان سلطنت وحکومت کدام سلسله ایرانی وبدستور کدام فرمانده تازی بوده . شما می فرمائید این مقاومت در جایگاه قلعه کلاته اتفاق افتاده  که در فراز سمت چپ دره واقع شده وحدود دو هزار متر مربع وسعت دارد .من نمی دانم شاید فقط شاید شما اسناد ومدارکی در دست دارید که از تحقیقاتی که تاکنون در منطقه اوز شده بیشتر ومعتبر تر است اگر چنین است کم لطفی است که انرا در اختیار مشتاقان تاریخ وفرهنگ منطقه ومحققان کشور قرار ندهید

ولی انچه در این نوشته ارائه دادید بیشتر به دلبستگی شما ومصاحبه کننده نشریه عصر اوز برمیگردد وفاقد دلایل روشن وعلمی وتحقیقاتی است. کتاب هایی در باره تاریخ واثار تاریخی وفرهنگی  منطقه لارستان چاپ ومنتشر شده است  کتاب خانم حمیرا کمال بر پایه مستندات وتحقیقات است وایشان سعی نموده در حد توان با اوردن ماخذ ومراجع تحقیقات خود؛ ما را با اثار تاریخی منطقه وشهر اوز اشنا کند فکر میکنم هر کس یک بار این کتاب را بخواند کمتر به توهمات رجوع میکند .

تاریخ شناس ومورخ نیستم اما میتوانم فرق بین مطالب تحقیقی وعلمی با مغلطه وتوهم تشخیص دهم اگر به مطالبی که گه گاه در این نشریه به چاپ میرسد به کنکاش میپردازم بخاطر این است که نمی خواهم نشریه عصر اوز در جایگاهی در اینده قرار بگیرد که استناد به ان نادرست جلوه کند.

سخن کوتاه ؛ عزت زیاد

فرهاد ابراهیم پور (محمودا) دبی - مهرماه 1386

در باره قنات ها وقدمت انها به سایت رشد شبکه ملی مدارس ایرانی مراجعه کنید

برای شناخت بیشتر منطقه لارستان به کتاب های اقای احمد اقتداری  - محمد باقر وثوقی – وخانم حمیرا کمال بیشتر توجه کنید

رونوشت جهت درج واطلاع ماهنامه عصر اوز