ارشیو مطالب ماه فوریه 2015

خبر

افتتاح پست و خط 66 کیلو ولت بلغان لارستان

مهم ترین پروژه ها و موفقیت های اداره کل راه و شهرسازی لارستان

سرمقاله ابراهيم احمدي از عصراوزبرگزيده دومين جشنواره منطقه اي مطبوعات وخبرگزاري ها

مسابقه اتومبیل رانی در اوز

مدال قهرمانی کاپ تکنیک و جنگندگی مبارزین اوزی و راهیابی به مسابقات

بارش باران وتگرگ در اوز


از حدود 4 ساعت پیش هوای اوز بارانی شد تا اینکه نیم ساعت پیش هوا منقلب وبا ریزش تگرگ همراه شده است خبرهای رسیده حاکیست که در جهرم برف امده ومنطقه هرم وکاریان وسمت بلغان نیز بارش باران وتگرگ بوده است

هوای امروز دبی نیز ابری وخوب بود وحدود 6 درجه از گرمی هوا کم شد ودر طول روز نم نم باران گاهگاهی داشتیم

22.2.2015 ساعت مخابره خبر  9ونیم شب

خبر

کلینیک ارتقاء سلامت بیمارستان امیدوار اوز راه اندازی گردید

دانلود شماره 7 روزنامه بشارت نو

نشريات و سايت هاي لارستان در استان فارس شناخته شده هستند

نظارت ناظران کشوری بر برنامه تحول سلامت دانشکده علوم پزشکی

برو اور Baroo  aavar

رئیس کل بارانهای منطقه ای اوز اعلام کرد

بدلیل بادهای ناسازگار واخلال ان در مسیر ابرهای باران زا متاسفانه نتوانستیم بموقع ودیروز نزول باران در شهر اوز داشته باشیم ابرهای مخل که سابقه دیرینه ای در پراکندگی ابرهای نازنین دارند دیروز به ابرهایی که در حال جمع شدن بر فراز شهر اوز داشتند هجوم اورده وانها را سرگردان نمودند ومتاسفانه کلی تلفات ابری داشتیم که به روح وروان ابرهای بر باد رفته درود می فرستیم

بدین منظور از دیشب وصبح  زود با ابر ابرها  بلند ابرها وپیشکسوتان ابرها جلسه اضظراری گذاشتیم که با تعامل همدیگر بتوانیم بارش خوبی برای مردم شهر داشته باشیم امید که این تلاش ها باعث خوشحالی دوستدران باران در اوز و منطقه لارستان شده باشد

دو قطره باران نثار خاک پایتان

Baroo  aavar

امروز صبح در اوز باران بارید 21.2.2015

بارش های پراکنده در اغلب نقاط لارستان

اقدامات ایمن سازی محورهای مواصلاتی بخش اوز

زمین لرزه بستک را لرزاند

کار درست وقانونی شهرداری اوز

 

شهرداری اوز در اقدامی مردم پسند وقانونی نسبت به فروش زمینی در شهر اوز اگهی مزایده داده است تا خریداران بتوانند با توجه به اگهی وموارد ذکر شده در اگهی در این مزایده شرکت کنند  این کار شهرداری اوز در جهت شفافیت در امور خرید وفروش متعلقات وموجوی شهرداری اوز است در حال حاضر کاری به این نداریم که اینگونه فروش های زمین ها واموال شهرداری در گذشته وشهرداران قبلی به چه شکل بوده است اما اقدام شهرداری کنونی اوز موجب میگردد که مسیر قانونی ودرست فروش زمین های شهری متعلق به شهرداری امید ونظارت بر شفافیت کارها در نهادهای مردمی بیشتر کند وخوشبختانه این اگهی از طریق نشریات ورسانه منتشر گردیده تا مردم ومسئولین نیز از این امر اگاه گردند

سایت ستاره های اوز بنوبه خود از این اقدام درست وقانونی شهرداری اوز تشکر مینماید امید که همچنان این روش پیگیرانه در همه عرصه ها ادامه یابد

 

داستان کوتاه از نویسنده تاجیک  یونس یوسفی

 

مكر

در روزگان بسیار گذشته آدم شاد زندگي مي كرد و هيچ انديشه نميكرد كه همراه زندگي مرگ نيز هست. چون از عمرش سالهاي زياد مي گذشت و در فراز گردن و جبين فراخش آژنگهاي دراز پیدا می شد و پوست نرم و سپيدش سياه و ستبر مي گشت، يك سپيده دم به ساحل رود مي آمد، به آب مي درامد، پوست پژمرده را مانند لباس افسرده از تن بدر مي كرد و با پوست تازه تر جوان و شكوفان از آب برمیامد. در آن روزگاران آدم از خشبخت ترين خشبخت ها بود، زيرا پيري، بيماري و مرگ را بر او دست نبود.

در ساحل رود اروند مادري با پسرش زندگي مي كردند. همسايه آنها ماري بود مكار. مار به آدم حسد مي برد، شبها خوابش نميبرد، چونكه وي نميتوانست با خواهش خود از نو جوان شد، ونمی توانست از پيري و بيماري و مرگ فرار نمود. همسايه بدانديش هميشه در اين انديشه بود كه چه گونه تواند اين امتياز بزرگ را از دست آدم ستاند، اورا با مرگ روبرو گرداند. مار شبها دورتر از كلبه آدم رو به اسمان دراز ميشد و چشم از راه كهكشان نكنده راه رسيدن به اين هدف را مي جست.

مار آن وقت پاهاي زيبا و دستان گيرا و زبان برا داشت. زبان شيرينش آهسته ـ آهسته راه بر دل جوان يافت. آن روزها كه مار بجد تدبير كار مي جست، جوان نو به عالم رنگهاو صداهاو بوها رسيده بود و نگاه پرشرارش از دل بيقرارش درك مي برد. مار پخته كار اينرا زود فهمید، دست بشانه جوان زد:

ـ حل اين مشكل كه بر سرت آمده است، آن قدر مشكل نيست. اين سودارا همه بسر دارند. حتي زمين و آسمان هم. ـ ميداني در آغوش يكديگر افتادن چست؟ نميداني. اگر آسمان زمين را در آغوش نگيرد، سپيده نميدمد، خورشيد سر نميزند، ماه بدرو هلال نميشود، زمستان به بهار و بهار به تابستان و تابستان بخزان نميرسد، صدایی شنيده و بویی شميده نميشود. هه، عزيزم، اين حاليست كه با دركش جان آواز ميدهد...

اندرز مار بجوان بيقرار كاره نكرد. وي دست روي سينه آورد:

ـ دلم سخت تشنه است! مي ترسم كه آتش اين عطش جانم را از بند تن و چنگ من بستاند.

مار سر جوان را در كنار گرفت:

ـ صبر كن عزيزم، لحظه رهایی از اين بلا نزديك است.

مار دهدل(بد دل ) دريافته بود كه ساعت به ساحل رفتن مادر نزديك مي شد. زن اين كار را از چشم كسان پنهان مي داشت و هيچ خبر نداشت كه همسايه بدگل هر قدم اورا زير نظر داشت. آن سپيده دم كه زن به نزدیک رودخانه آمد، مار شتابان تا بالين جوان آمد. در روشنایی پرشكوه صبح عالم سخت زيبا مي نمود، دل كس از شادئ شيرين پر ميشد. وقتي جوان اينرا حس كرد، مادر پوست کهنه را از تن انداخته چون نازنين هیجده ساله از آب بدر آمد. قطره هاي آب مانند دانه هاي گوهر از سينه و ساعدو ساقهاي مرمرينش لغزيده دانه ـ دانه روي گل و سبزه ها مي افتيد. زيبایی صبحدم پيش شكوه بلند تن برهنه زن هيچ شد، تابش نگه سوز پيكر آب الود جوان را ديوانه نمود. مار اين را دريافت و گفت:

ـ اين است آن آب كه مي تواند آتش دلت را بنشاند. بگير اورا!

آسمان بر سر مادر فرو آمد، جوان به هيچ وجه قبول نميكرد كه اين آلهه يكتا مادر پيرو فرتوت وي است. اگر مادر چندي دگر تأخير مي كرد پيدا بود كه پسر در كار تجاوز تأخيل نميكرد. زن زود بساحل رود آمد، پوست پژمرده و خزان گشته را از نو به بر كرد، برنگ اصل درامد. و از آن روز بپس (ببعد) مرگ بطور جاودان  با آدم همراه گشت.

مار غالب آمد. اينك وي سالي يك بار پوستش را عوض مي كند و از بودن پيري و بيماري و مرگ انديشه نميكند. اما بر عوض اين مكر بيسابقه خدا اورا از پاو دست و صدا محروم ساخت و نسبت به وي نفرتي بزرگ در دل آدم انداخت..

خبر

سرقت مسلحانه از یکی از بانکهای شهر خور

رضا کیانیان در اوز : اوز مردمی بسیار خونگرم، خوب و شاد، سرخوش و در واقع زنده ای دارد

هشتمین تور لارستان کهن در روستای براک و شهر مدفون شده کنرو

چاپ دوم کتاب دکتر سید منصور کشفی منتشر شد

شمارش معکوس برای انتخابات مجلس دهم

سفرنامه تایلند

تایلند سرزمین افتاب پنهان

 

قسمت  سی ام واخر

27.8.2012

از بس خسته تور دیروز بودم تا نزدیکی ها ظهر خوابیدم وبعد برای خرید وگشتن رفتم سمت پتو نام چون قرار بود فردا برگردم دبی این 15 روز فردا تمام میشد وباید کوله بار برگشت را می بستم  تصمیم گرفتم مسیر را پیاده برم تا پتو نام پیاده رفتم واز چندین پاساژ ومراکز فروش باقیمانده چیزهایی که میخواستم خریدم  وچون زیاد نبود ارام ارام به طرف هتل گرس از مسیذ دیگری برگشتم توی راه مردی جارو میکرد میخواستم ازش عکس بگیرم فورا امد جلو فکر کردم میخواهد بگوید عکس نگیر باهاش احوال پرسی کردم بلافاصله یک بروشور از جیبش دراورد دیدم تبلغ برای ماساژِی هست چند عکس از شکل ماساز دادن توی صفحه ها داده شده بود دیدم موبایل هم داره کمی باهاش صحبت کردم فهمیدم کنار کار جاروکشی اگه مشتری برای ماسازی پیدا بشه اون تورا به انجا میبره درهرحال باید روزگار میگذراند از این نمونه  چند شغلی همه جای دنیا پیدا میشه وقتی دستش تنگه راهای زیادی از خوب وبد پیدا میشه که امورات را گذراند

از اقای جاروکش خداحافظی کردم وبراهم ادامه دادم تا رسیدم به جایی که مردی داشت با یک سیستم کوچک صوتی ومحقرانه کنار خیابان ترانه ای تایلندی میخواند صداش بد نبود ونوع اهنگ وترانه ای که میخواند خوشایند بود مردی معلول که  یکی از پاهایش از دست داده بود اما امیدش به زندگی از دست نداده بود ومن همیشه از اینجور ادم ها که میتوانند مفری برای برون رفت از ناامیدی پیدا کنند تا هم دیگران را خوشحال کنند وهم زندگی اشان بگذرد خوشم می اید کنارش چند دقیقه ای ایستاد وفیلم کوتاهی از خواندنش گرفتم رهگذران خودی وغیر خودی کمک هایی میکردند اهنگش که تمام شد من نیز چیزی برایش گذاشتم  براهم ادامه دادم

دیدم گرسنه هستم انطرف خیابان بساط یک دکه خیابانی بود که ماهی روی اتش ودل وجگر مرغ وسنگدان داشت زنی داشت چند ماهی روی اتش میگذاشت سفارش یکی از انها با یک سیخ سنگدان دادم تا اماده شود انجا کنار خیابان نشستم دیدم مردی موتور سوار که بچه کوچکی پشت سرش نشسته امدند وکنار ان زن به او در اماده کردن کباب کمک کردند ان مرد غذای مرا اورد از او پرسیدم شما زن وشوهر هستید گفت بله پرسیدم این بچه شماست گفت بله اون هر روز میره مدرسه وچون ما تا شب اینجا هستیم من با موتورم میرم اونو میارم اینجا هم به ما کمک میکنه وهم درسهاش اینجا میتونه بخونه وشب با هم برمیگردیم خونه  ادم خوشحال وخوبی به نظر میرسید از دخترش عکسی گرفتم وبه خودشان هم نشان دادم خیلی خوشحال شدند دیدم رضایت از زندگی به این مربوط نمیشه که چقدر داری بلکه به این مربوطه که چگونه راجع به زندگی فکر میکنی  از انها خداحافظی کردم وبراهم ادامه دادم

ساعت از 5 بعد از ظهر گذشته بود که رسیدم هتل گرس رفتم بالا وسایلی که خریده بودم توی کیف جا دادم یکساعتی استراحت کردم ودوباره اومدم پائین  هوا خیلی خوب بود معمولا این ساعات باران می امد وچیزی طول نکشید که باران تندی شروع به باریدن کرد ومن هم اماده رفتن زیر باران شدم باران انقدر شدت داشت که دانه های درشت انرا بر سر وصورتم کاملا حس میکردم در عرض چند دقیقه تمام تن وبدن وهمه لباساهایم خیس خیس شد تمام مدت بارندگی در خیابان اطراف هتل گرس وکوچه پس کوچه ها انجا قدم زدم باران را در همه وجودم حس میکردم حسی بسیار خوب وزیبا مثل دو دلده ای که بهم می رسند بودیم ومطمئن بودم که فردا این باران نخواهم دید  باران بعد از بیست دقیقه قطع شد وانهمه اب رفتند زیر فاضلاب خیابانهای بانکوک  وشهر بانکوک از این نظر بی نظیر بود حتی جایی ابگرفتگی دیده نمیشد

نم نم امدم کنار هتل گرس نشستم یکساعتی به تماشای رهگذران از همه جا امده گذشت دوباره برگشتم هتل ولباسم را عوض کردم وامدم پائین رفتم چرخی در قسمت های مختلف لابی زدم کمی بلیارد بازی کردم  با یکی دونفر هم صحبت شدم وساعت های 7ونیم شب دوباره راهی خیابانهای اطراف هتل گرس شدم مثل کسی که نمیخواست چیزی فراموشش کند دوباره ان کوچه پس کوچه ها در ذهنم مرور میشد مغازه 7الون مطعم شیشه دبی  رستوران مصری کبابی های دست فروش تایلندی دکه های فروش لباس وبدلی جات شاورمایی سرنبش نزدیکی هتل گرس سیم های درهم وبرهم برق شهر بانکوک تاکسی وتوک توک که مطمئن بودم هیچ گاه از یادم نخواهد رفت خوبی هتل گرس وهتل های ان حوالی این بود که همه چیز راحت واشنا به نظر میرسید یواش یواش داشت اسم ونشانی وخیابانها در خاطرم حک میشد هر چند از 15 روزی که در تایلند بودم 5 روز اولش در جای دیگری بودم اما با وجود اینکه به خیلی از مکانها وجاها اشنایی پیدا کردم

همه خیابانهای اطراف هتل وخیابان نانو گشتم شام هم کنار هتل  دکه کبابی خوردم  حسابی خسته شده بودم دیدم ماساژِ پائین هتل هنوز باز است رفتم نشستم یکی دو نفر دیگر هم انجا کنار من در حال گرفتن ماساژ پا بودند نیم ساعتی پاساژ پا بعد از انهمه راه رفتن واقعا حالمو جا اورد ساعت های یازده شب بود که برگشتم به اطاقم قبل از ان مسئول اطلاعات  هتل به من گفت فردا باید ساعت 12 ظهر اطاق تخلیه کنی ودرست میگفت چون بر اساس قانون اکثر هتل های دنیا شما تا ساعت 12 همان روز قرار داد امکان استفاده از اطاق هتل دارید وهرچه بگذرد باید پول یکروز کامل بدهید از انها وسرویس وخدماتی که طی این مدت داشتند تشکر کردم وبه اطاقم برگشتم قبل از خواب به این فکر میکردم که فردا شب دبی وپیش خانواده هستم دلم براشون خیلی تنگ شده بود

28.8.2012  صبح ساعت 8 از خواب بیدار شدم این اخرین روزی بود که من در تایلند بودم مثل روزهای گذشته دوش گرفتم وبعد از ان نشستم تمام وسایلم را مرتب کردم وداخل چمدان گذاشتم باید طوری وسایلم تنظیم میکردم که اضافه باری نداشته باشم وخوشبختانه هیچ اضافه باری نداشتم  انها که جمع وجور کردم امدم پائین رفتم رستوران مصری که توی یکی از کوچه های نزدیک هتل گرس بود صبحانه را انجا خوردم وبعد از ان گشتی اطراف خیابان زدم مثل کسی که ماموریتش تمام شده باشه وانگار همه کارهایش را انجام داده ارام وبا حوصله ان اطراف چرخی زدم  ساعت های یازده ونیم برگشتم هتل  تا ساعت دوازده وقت داشتم وسایلم را برداشتم وامدم پائین در قسمت لابی وبا هتل تصویه حساب کردم

تا ساعت 4وربع بعد از ظهر که پروازم بود هنوز خیلی وقت داشتم واز طرف دیگه نمیتونستم با این بار وکیف برم جایی  نیم ساعتی انجا نشستم یکی از راننده ها که معمولا بعضی وقت ها انجا بود ومسافر کشی میکرد وماشین خوبی هم داشت قرار گذاشتیم که منو برسونه فرودگاه  سوار ماشینش شدم وحرکت کردیم راننده گفت هنوز وقت داری اگه میخواهی بریم سری به یک کارخانه ونمایشگاه جواهرات وبدلیجات بزنیم گفت توی مسیر راه هست ومیتونی انجا کادو یا چیزی بخری . ده دقیقه بعد انجا بودیم زنان در ورودی شرکت جیمس از بازدیدکنندگان استقبال میکردند راننده بیرون ایستاد رفتم ان داخل چرخی زدم وبرگشتم از این شرکت ها قبلا دیده بودم

از انجا تا فرودگاه ربع ساعت بیشتر نبود سر وقت رسیدیم  وفرصتی پیدا شد تا در خروجی وسالن بزرگ فرودگاه زیبای تایلند که نشانه ها ونمادهای زندگی مردم تایلند در ان بود ببینم از بودا تا اژدها از فیل واثار هنری ومجسمه سازی که در قسمت انتظار فرودگاه بود بار واثاثیه ام را تحویل دادم ونیم ساعت قبل از پرواز سوار هواپیما شدیم این بار نسبت به زمان امدن کمتر استرس پرواز داشتم ساعت 4 وربع طبق زمان تعئین شده هواپیمای تایلندی به پرواز در امد از سرزمین فیل ها واب وباران از سرزمین سرسبز چشم بادامی ها با مردمان سخت کوششان خداحافظی میکردم تا چند هزار کیلومتر به سمت غرب وبه خاورمیانه بیایم  به دبی جایی که افتابش وشرجی اش وشن زارهایش خیلی بیشتر از تایلند بود به خانه دوم زندگی امان برمی گشتم ساعت 8 شب به دبی رسیدیم همسر وبچه ها به استقبال امده بودند با شاخه گلی در دست وچه خوب است کسانی چشم انتظار امدنت باشند

برای دیدن عکس های اخرین قسمت سفرنامه تایلند  اینجا کلیک کنید

کنار این بارش زیبای پائیزی ewazstars com thayland rozgarden

این اهنگ حزن انگیز مردمانی ست که جدا از گردش وتفریح گردشگران وتوریست ها باید انرا نیز شنید /روی لینک زیر کلیک کنید

ewazstars com tay film aavaz

نوشتن این سفرنامه بدلیل مشغله های فراوان بیش از دو سال طول کشید واز این بابت جز اینکه بگویم می بخشید کاری نمیشود کرد امید که این سفرنامه توانسته باشد اطلاعات شما نسبت به کشور تایلند ومردم وزندگی انها بیشتر کرده باشد

مدیر سایت ستاره های اوز / فرهاد ابراهیم پور (محمودا )

17.2.2015

خبر

سه کشته در تصادف پژو پارس با پراید

احتمال بارش های پراکنده از اواخر هفته در لارستان

سفر وزیر سابق اطلاعات به گراش

مثنوی خواب وخیال

 

امدم از در برون تا کوچه ها              کوچه ها یی بود بی حرف وصدا

ان صنوبر دست هایش باز باز              ان چنار ناز با سروی دراز

غنچه خودرا می نمود اهسته باز           تا بگردد گل گلی پر رمز وراز

جوی ابی از بلندی ها به راه                بلبلی بر شاخه ای می کرد نگاه

دامن کوه در سپید صبح پاک              شهد انگور ودرختان تاک تاک

مثل اغاز حیات این جهان                 دامن سبز زمین در هر مکان

بود ارامش به دشت وکوه ها               ساحل دریا به چشم رودها

وه چه زیبا بود تصویر دلم                 اب وباغ وافتاب در محفلم

ناگه امد ادمی اندر حیات                  اشرف مخلوق این خاک نبات

حرف ها زد از خودش در بی خودی     بی خودی هایش رفیق صد بدی

فکر کرد او مالک است بر این وان     بر تمام هر چه هست اندر جهان

از درخت واب وخاک و هر چه بود      ذره ذره خورد وبر جانش فزود

جان او در حرص واز بیشتر            روزگارش بد شد  و گشت دورتر

حیف شد ان خواب شیرین در شبی      از نهیب حرف و گفت ادمی

 

فرهاد ابراهیم پور/ 15.2.2015

خبر

دومین جشنواره عکس کرسم اوز با موضوع " خانواده "

باند سارقین منازل در گراش دستگیر شدند

برگزاری مسابقه تیراندازی با تفنگ بادی در روستای قلات

جاده كمربندي شهر خنج به بهره برداری رسید

رشک (حسادت ) داستانی کوتاه از نویسنده تاجیک

 

در سفری که به تاجیکستان داشتم فرصتی پیدا شد تا با نویسندگان وشاعران تاجیک اشنا شوم .اقای یونس یوسفی که از نویسندگان نام اشنای کشور تاجیکستان هستند واز اعضای اتفاق (کانون یا اتحادیه) نویسندگان تاجیکستان می باشند و اشنایی زیادی با ادبیات ما دارند وتوانایی نوشتن به خط فارسی نیز دارند لطف نمودند چندین داستان کوتاه برایم فرستادند. مضمون ومحتوای این داستانهای کوتاه بازسازی نمادها واسطوره های مردمی در جهت بازبینی انسانها به گوهر وجودی اشان است

شرح کوتاهی از بیوگرافی نویسنده : يونس يوسفي ؛ زاده شهر پنجيکت تاجيکستان(در گذشته رستاقي از رستاهاي سمرقند.) حالا در شهر دوشنبه، پايتخت تاجيکستان به سر مي برد. مسئول بخش نثر در مجله ملي ادبي "صداي شرق". دارنده جائزه ادبي به نام عيني.

مجموعه داستانهايش :  "صداها خاموش نمي شوند"، "زن و عنکبوت"، "افسانه هفت برادران"

رمانهايش : "آتش افروز" و "کمينگاه" به طبع رسيده اند. بخشي از آثارش به زبانهاي روسي، قزاقي و اوزبکي ترجمه شده است.

 

در اغازبه سراغ داستان کوتاه رشک از این نویسنده می رویم تا  در فرصت های اتی داستانهای دیگری از این نویسنده تاجیک به نظر شما برسانم . لازم به توضیح است بعضی از کلمات وجملات ممکن است برای خواننده ایرانی کمتر اشنا باشد بدین خاطر سعی نمودم یا معادل انرا در زبان فارسی ایرانی بیابم یا انگونه که هست در متن بیاورم تا ما نیز فرصتی بیابیم تا با لحن وگویش ونوشتار تاجیک ها اشنا شویم

رشک (حسادت )

در وادئ(ابادی یا سرزمین ) ايدن باغي بود كه مانندش در دو جهان نبود. از اين باغ هفت چشمه جاري مي شد كه آبش انگار آب نه، انگبين بود. بر سر هر چشمه يك درخت رسته بود. بر چشمه اول درخت عشق، بر چشمه دوُم درخت معرفت، بر چشمه سوُم نهال حرص ، بر چشمه چارم نهال رحم، بر چشمه پنجم درخت غم، بر چشمه ششم درخت شادي و نهايت بر سر چشمه هفتم درخت لايموت رسته بود. ميوه اين درخت به هر جسم زنده و تپنده زندگئ جاويد مي بخشيد. و نگهبان اين هفت چشمه و هفت درخت سنگپشت (لاک پشت )  بود.

باري در دل خداوند نسبت به آدم كه اورا شناخته و بزرگي اش را دريافته بود، مهري شيرين زاده شد. آفريدگار نخواست آدم چون ديگر آفريدهايش پنج روزه باشد، خواست مانند خودش هميشه باشد. به اين مقصد از درخت لايموت يك دانه ميوه كند، به سنگپشت داد و امر داد كه آنرا به آدم رساند وبه او  چشاند. راه از باغ ايدن تا به منزل آدم دور بود، براي همين خداوند به اين كار سنگپشت تيزگرد(در زبان تاجیکی تیز به معنای شتاب وسریع است ) را مامور نمود.

در آن زمان دور سنگپشت مثل حالا سنگ بر پشت نداشت، دستان چابك و پاهاي سبُك داشت، اما از چه بود كه لاک پشت  پس از اين امر خداوند؛  نسبت به آدم در دل كينه برداشت. سنگپشت بدبخت را آتش رشك از دل جست و بر جگر نشست، از آن شش درخت نيز يك دانه ـ يك دانه ميوه كند، در انبانش افكند، بعد ثمر لايموت در دست جانب آدم رفت.

سنگپشت بادپا از ايدن تا به آدم هزار سال رفت. وي مي توانست اين راه را در يك سال طی کند، اما به اميدي كه شايد تا رسيدنش آدم بميرد و ميوه لايموت را نخورد، اينگونه تأخير كرد. اما از بخت بد وقتي سنگپشت رسيد، ديد آدم هنوز نمرده است، در زمين پر از سنگ جفت (شيار)  مي كند، سنگهارا چيده در سر وات غن (انباشه وروی هم چیده شده ) ميكند. سنگپشت نافرمان آن شش ميوه پنهان ر ا به آدم داد، ثمر لايموت را در دهان خود نهاد. خداوند كه اين همه وقت نيرنگ اورا دیده وصبر کرده بود ، از اين خيانت به غضب آمد و در يك آن سنگهاي از زمين براورده و سر وات(انباشته) جمع كرده آدم را بر پشتش بار كرد.

برای همین رشک؛ اينك سنگپشت يك توده سنگ بر پشتش هزار سال  به سختی  راه مي رود و هيچ گاه با مرگ خود نمي ميرد؛ يا مي كشند اورا يا مي خورند. و در سال يك روز ( همان روز كه ميوه لايموت را خورده بود) از بام تا شام مي گريد كه خدا از اين جفا رهايش كند. ولي گريه اش همه بيهده است.

شهرداران اوز از ابتدا تا اکنون

 

برگزاری غرفه های محصولات سنتی وخانگی در معهد ارکید دبی

معهد ارکید دبی در نظر دارد روز 19 فوریه در محوطه بیرونی خود اقدام به برگزاری نمایشی از کارهای دستی وهنری ومحصولات خانگی نماید علاقمندان میتوانند با معهد ارکید در این زمینه وثبت غرفه در این روز تماس حاصل نمایند لازم به ذکر است اجاره هر میز 100 درهم می باشد ومدت نمایشگاه از صبح ساعت 10 تا 8شب روز 19 مارس  2015 می باشد  تلفن تماس معهد ارکید 042556692 می باشد

خبر

تعرفه برق شهرستانهای لارستان ،خنج و گراش در ماههای گرم سال، به گرمسیری درجه 1 ارتقا یافت

دوره تئوری مربیگری درجه 2 در لارستان برگزار می شود

برگزاری مراسم  مخصوص بانوان در باشگاه ایرانیان دبی

روز پنجشنبه تاریخ 5 فوریه مطابق با 16 بهمن ماه 1393 "هنرکده کیمیای سحر" برنامه هنری و فرهنگی را که آشنایی با فرهنگ ایرانی بود به همراه نمایش مد و لباس و پوشش بانوان در 22 دوره تاریخ ایران با اجرای آیین های محلی و سنتی در قالب رقصهای آذری ، کردی ، گیلکی و بندری در "باشگاه ایرانیان دبی" برگزار نمودند 
در این همایش ، خانم " خالده اسماعیلی " با پوششی زیبا از "لباس سنتی اوزی " ( سدهری ) نیز شرکت داشتند که با سرودن چند قطعه از اشعار زیبایشان به همراه آهنگی ملایم زینت بخش مراسم بودند . در قسمت سالن "باشگاه ایرانیان " جشنواره ای کوچک از صنایع دستی بمعرض فروش گذاشته شده بود که بوسیله بانوان اداره میشد. این مراسم فقط مخصوص بانوان بود و به لحاظ وضعیت برنامه و نوع پوشش آنها و اجرای رقصهای سنتی ، از گرفتن هر گونه عکس و فیلم ممانعت بعمل امد

خبر

افتتاح چند طرح در بخش اوز با اعتباری بیش از 12 میلیارد ریال

گرامی داشت دهه فجر وتجلیل از کارکنان در بیمارستان امیدواراوز

سخنرانی وشعر خوانی خانم سیلوانا سلمانپور شاعره شهرمان در چهارمین سمپوزیوم بین المللی شعر وموسیقی دبی 
امروز بعد از ظهر در مرکر ندوه الثقافه وعلوم دبی ودر سالن بزرگ این مرکز شعر خوانی شاعرانی از جهان بود که خانم سیلوانا سلمانپور نماینده شعر فارسی در این سمپوزیوم بودند که با ایراد سخنان واشعاری از خویش ونیز معرفی ترجمه کتابی از دکتر شهاب غانم که به کوشش خانم سلمانپور بود انجام پذیرفت از این مراسم دو فیلم کوتاه گرفته ام که امید است بازگو کننده این مراسم مهم بوده باشد/

فیلم ها میتوانید در فیس بوک فرهاد محمودا  مشاهده کنید Farhad Mahmooda

 

10 نکته در مورد همایش شصتمین سال تاسیس شهرداری اوز

هشتاد دودومین جلسه هیئت مدیره انجمن خیریه اوز

تور شهر گردی خور از دریچه دوربین

اهنگساز بزرگی از منطقه لارستان

درستایش از موسیقی دان واهنگساز بزرگ کشور احمد پژمان

 

مراسم اختتامیه و اهدای جوایز نخستین دوسالانه آهنگسازی " احمد پژمان " آهنگساز و سازنده اولین اپرای ملی ایران شامگاه پنچ شنبه ۱۶ بهمن ماه 1393در تالار وحدت برگزار شد.

هوشنگ کامکاراز اهنگسازان کشور که خود نیز از شاگران استاد پژمان بودند در قسمتی از این مراسم گفتند:" متاسفانه این روزها در ایران همه طرفدار موسیقی خیلی سطح پایین پاپ هستند. البته منظورم این نیست که موسیقی پاپ بد است، بلکه هر نوع موسیقی در ایران و در دنیا می تواند خوب، با تکنیک و با محتوا باشد و یا برعکس. ما این روزها بیشتر شاهد موسیقی پاپی در سطح بسیار نازل هستیم. من امیدوارم این جوان ها از این طریق بتوانند خودشان را معرفی کنند. مهم تر از این مساله، آن است که بتوانیم از چنین راه هایی فرهنگ موسیقیایی مردم را ترقی دهیم."

در مراسم اختتامیه اولین دو سالانه آهنگسازی احمد پژمان، حسان صائمی، رهام شناسا و وحید جهان داری به ترتیب به عنوان نفرات اول تا سوم معرفی شدند و مورد تقدیر قرار گرفتند.

 

انچه در پی می اید خلاصه از زندگی نامه این استاد بزرگ موسیقی کشورمان است

احمد پژمان در سال 1314 در شهر لار استان فارس متولد شد. ويولون را از حشمت سنجري و تئوري موسيقي را نزد حسين ناصحي آموخت.او قبل از پايان تحصيلات متوسطه نواختن ويولون را به خوبي آموخته بود و زماني كه حشمت سنجري و هايمو تويبر رهبري اركستر سمفونيك تهران را عهده دار بودند نوازنده این ارکستر شد.

پژمان پيش از تحصيل موسيقي، رشته زبان و ادبيات انگليسي را در دانشسراي عالي گذراند و در سال 1343 پس از اتمام تحصيلات دانشگاهي در ايران با اخذ بورسيه راهي اتريش و آكادمي‌ موسيقي وين شد تا در آنجا در رشته آهنگسازي به تحصيل بپردازد.

اساتيد او در اين دوران، توماس كريستين داويد، آلفرد اوهل و هانس يلينك بودند. برخي از آثار پژمان در اين دوره چنان مورد توجه قرار گرفت كه توسط اركستر سمفونيك راديو و تلويزيون دولتي وين اجرا شد. پژمان پس از پايان تحصيلات به ايران بازگشت و به عنوان آهنگساز تالار رودكي و استاد موسیقی دانشگاه تهران مشغول به کار شد. در اين ايام اپراي جشن دهقان، اپراي دلاور سهند(بر اساس زندگي بابك خرمدين) و اپراي سمندر را ساخت كه هر سه آنها قبل از انقلاب در تالار وحدت اجرا شدند. پژمان در سال 1976 براي ادامه تحصيلات راهي دانشگاه كلمبيا (نيويورك) شد.
 
از استادانش تا پايان دوره دكتراي آهنگسازي مي‌توان به ولاديمير اوساچوسكي، بولانت آرل و جك بيزن اشاره كرد.

از آثار پژمان در اين دوره‌ها مي‌توان به كنسرتو براي نه ساز (1965) ، راپسودي براي اركستر (1966) ، اپراي جشن دهقان (1967) و اپراي دلاور سهند (1968) اشاره كرد. اين آهنگساز در زمینه موسیقی فیلم هم سابقه ای طولانی دارد. معروفترين آنها را مي‌توان موسيقي سريال دليران تنگستان، سمك عيار، چون شازده احتجاب، سايه‌هاي بلند باد، بوي كافور عطرياس، خانه‌اي روي آب و يك بوس كوچولو، هنرپيشه،باران و بيد مجنون دانست. او براي موسيقي فيلم‌هاي بيد مجنون، خانه‌اي روي‌آب ، باران، بوي كافور عطر ياس، برنده سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر شد.

پژمان از سال 1370 تا امروز به طور پراكنده به تدريس هارموني،‌كنترپوآن و آهنگسازي در دانشگاه هنر تهران سرگرم است.

آثار احمد پژمان كه تاكنون در ايران منتشر شده اند عبارتند از:
حماسه ، هفت خان ، تكسوار عشق ، همه شهر ايران ، خاطرات فردا ، سراب.
وموسيقي متن فيلم هاي : شازده احتجاب (بهمن فرمان آرا - 1353) سایه های بلند باد (بهمن فرمان آرا - 1358) ساخت ایران (امیر نادری - 1359) هنرپیشه (محسن مخملباف - 1371) زینت (ابراهیم مختاری - 1372) کیمیا (احمدرضا درویش - 1373) روسری آبی (رخشان بنی اعتماد - 1373) عشق گمشده (سعید اسدی - 1376) بوی کافور عطر یاس (بهمن فرمان آرا - 1378) باران (محسن مخملباف - 1379) سفر به فردا (محمدحسین حقیقی - 1380) خانه ای روی آب (بهمن فرمان آرا - 1380) بید مجنون (مجید مجیدی - 1383) یک بوس کوچولو (بهمن فرمان آرا - 1383)

خانه موسیقی ایران در جشن سالیانه خود رد سال 1389 به پاس یک عمر خدمات هنری از وی تجلیل

کرد

یکی از اثار زیبای استاد میتوانید در لینک مشاهده کنید .https://www.youtube.com/watch?v=eymySxJYwxs

سایت ستاره های اوز برای این استاد گرامی که مایه افتخار موسیقی کشورمان است وفرزند خلف لارستان است موفقیت روزافزون وسلامتی وشادکامی ارزومند است

معرفی مجموعه شعرامواج اثر  دکتر شهاب غانم شاعر اماراتی با ترجمه سیلوانا سلمانپور

مجموعه شعر امواج از دکتر شهاب غانم شاعر مطرح اماراتی است که توسط خانم سیلوانا سلمانپور شاعره شهرمان به فارسی ترجمه شده است ودراختیار علاقمندان قرار گرفته است قرار است این کتاب در سمپوزیوم شعر در روز یکشنبه همین هفته در جریان شعر خوانی خانم سلمانپور در ندوه الثقافه دبی معرفی گردد .

مختصری از کار وفعالیت دکتر شهاب غانم شاعر اماراتی

دکتر شهاب غانم شاعر اماراتی متولد 1940 در عدن است که سالیان درازی در کشور امارات زندگی میکند این شاعر مطرح اماراتی طی حیات فرهنگی .اجتماعی خود در پست های مختلف فرهنگی مشارکت فعال داشته واثار زیادی تاکنون منتشر نموده است

کارنامه فعالیت کاری واجتماعی شاعر /عمل في وظائف عدة منه:

·         نائب وكيل وزارة الأشغال والمواصلات بعدن

·         رئيس مهندسي شركة إترنوسبلايز بلبنان

·         مدير مصنع الإترنيت بدبي،

·         مدير للدائرة الهندسية لميناء جبل علي بدبي وهوأكبر ميناء من صنع الإنسان في العالم والمنطقة الحرة بجبل علي وهي أكبر منطقة حرة في الشرق الأوسط

·         ثم كان أول مدير عام لمدينة محمد بن راشد للتقنية،

·         عمل رئيسا لتحرير مجلة عالم الهندسة في الإمارات 1996-1999،

·         عضوا مؤسسا ومشرفا على مجلة المنتدى الثقافية

·         هو عضو اللجنة الاستشارية لمجلة المشكاةالثقافية

تالیفات شاعر

"بين شط وآخر"، مؤسسة البيان التجارية، دبي 1982.

2_ "تنويعات على الأوتار الخمسة" (مجموعة مشتركة)، مؤسسة البيان التجارية، دبي1982.

3_ "بصمات على الرمال"، وزارة الإعلام والثقافة، أبو ظبي 1983.

4_ "شواظ في العتمة"، الدار اليمنية للنشر والتوزيع، جدة 1986.

5_ "صهيل وترتيل"، مؤسسة البيان التجارية، دبي 1987.

6_ "هو الحب"، مؤسسة البيان التجارية، دبي 1991.

7_ "قبضا على الجمر"، مؤسسة البيان التجارية، دبي 1993.

8_ " الزمن السريالي"، خدمات اكسبريس للطباعة ذ.م.م.، دبي 1999

9- "لقد أفقنا" ، خدمات اكسبريس للطباعة ذ.م.م.، دبي 2005

10- "شموع في ليالي الخريف" ، مؤسسة محمد بن راشد آل مكتوم والعبيكان، الرياض 2009

11- ديوان شهاب غانم (الأعمال الشعرية الكاملة)، المجمع الثقافي، أبوظبي 2009

12- مائة قصيدة وقصيدة، كتاب دبي الثقافية، دبي 2011

13- الدروب الخضر، كتاب مجلة الرافد، الشارقة 2012

14- معاني الهوى عندي، دار الياسمين، الشارقة 2013

خبر

بزرگداشت شصتمین سال تاسیس شهرداری اوز

اولین مراسم گرامی داشت روز شهرداری اوز از دریچه دوربین

با اندکی شرح _ میراث فرهنگی شهرستان گراش

در حق مردم لارستان کم لطفی شده است

افتتاح محورفال- نخلستان با حضور استاندار فارس

اجرای موسیقی توسط کودکان اوز

ین کنسرت موسیقی به مناسبت دهه پر فروغ فجر با همکاری گروه کودکان لار و اوز برگزار شده بود...امروز روزی شاد برای کودکان اوزی بود عصر جشن بادبادک ها که به همت کمیسیون بانوان شورا برگزار شد و پس از ان هم اجرای موسیقی کودکان خانه فرهنگ..امید که کودکانی شاد و سالم را پرورش دهیم..فردای شهر مارا کودکان ما میسازند...
 
خانه فرهنگ اوز دومین کنسرت هنرجویی موسیقی کودکان متشکل از کودکان 4 تا 13 سال را برگزار کرد.امید که با حمایت و یاری شما بتوانیم برنامه هایی خوب و شاد برای کودکان این شهر برگزار نماییم.

(اوز محمد رضا رحیمی

سایت ستاره های اوز به فعالیت روزمره خود بازگشت

 

سایت ستاره های اوز بمدت 45 روز از فعالیت خود بازمانده بود که از امروز به فعالیت همیشگی خود باز می گردد از محبت وتماس دوستان وهمشهریان که خواهان بازگشت سایت بروال معمول بودند تشکر می نمایم

فرهاد ابراهیم پور مدیر سایت ستاره های اوز

4.2.2015

چهارمین سمپوزیوم بین المللي شعر و موسیقی .دبی


این برنامه هرساله باهدف ترویج صلح و دوستی در جهان , با حضور شاعرانی از کشورهای مختلف و به زبانهای مختلف همراه با اجرای موسیقی در دبی برپا می گردد.
من نیز سعادت یافته ام که بار دیگر میهمان این برنامه و نماینده شعر فارسی باشم
امیدوارم با حضور گرمتان باعث افتخار من و پشتیبان شعر و زبان گهربار فارسی باشید
زمان : 7 فوریه 7.30 تا 9.30 بعدازظهر .8 فوریه 10 صبح تا 5 بعد از ظهر و نوبت شعر فارسی ساعت 2 بعد از ظهر یکشنبه می باشد
مکان .: مرکز علمی فر هنگی الممزر دبی (ندوه الثقافه و العلوم الممزر ) دبی

سیلوانا سلمانپور

 

حضور سایت شهرداری اوز در فضای مجازی

خوشبختانه سایت شهرداری اوز که از ملزومات خبر رسانی برای شهر اوز است فعالیت خودرا شروع نموده است برای این عزیزان ارزوی توفیق می نمائیم

 

خانه فرهنگ اوز برگزار می کند : کنسرت هنرجویی موسیقی کودکان

کسبه های اوز دراتاق اصناف گرد هم آمدند

مردم لارستان در ورودی شهر لار با استاندار دیدار کردند

پست برق 400 کیلو واتی لامرد افتتاح شد

فروغ هاشمی به عنوان سرپرست نمایندگی فرهنگ وارشاد اسلامی اوز معرفی شد